
«حلبچه» شهري زيبا و خوش آب و هوا، در 75 کيلومتري شهر سليمانيه قراردارد.
جمعيت اين شهر ـ پيش از بمباران ـ به هفتاد هزار نفر مي رسيد. درباره وجه تسميه حلبچه، مردم عقايد گوناگوني دارند که در اين جا به اين باورها اشاره مي کنيم.
1ـ برخي براين باورند که حلبچه از واژه «هالوژه» به معناي «آلوچه» آمده است.
مي گويند سال هاي پيش در اين شهر، باغ آلو وجود داشته که در کنار اين، باغ، اولين خانه اين شهر بنا و اين اسم بر شهر نهاده شده است.
« بخشي از نامه استاد ناصر سبحاني ، كه بعد از فاجعه شيميائي باران حلبچه ، ايشان طي آن مشكلات ملّت كرد و شكايت از اين جنايت هولناك را براي پيغمبران بيان كرده است . »
استاد ناصر سبحاني
ترجمه: عزيز صادقي
نامه اي كه نوشتن آن آسان نبود با مركب خون مباح گشته «شهيدان حلبچه » اگر خون هاي ريخته به زهر مصنوع كارگاههاي شيمياي آلوده نمي گشت .
قديم به ساحت مقدس پيغمبران(س) ، تا پيامبر خاتم (ص) بر ايشان قرائت نمايد ازيرا وي بيشتر از همگان به سرزمين مقصد نامه نزديك مي باشد. از فرزندان امتي كه مدت ها ست امواج بلا و مصيبت ايشان را در نورديده تا به امروز كه روز بمباران شيميائي حلبچه است .
ابراهیم مردوخی
ههر ووشهیهکم بهرچاو دهکهوت... مێشک و بیرم نهدهسرهوت... وای پێ خۆش بوو لهفهرههنگا... ئهم ووشهیه شهن و کهو کا... ریچهڵۆکی شیکاتهوه... واتاکهی لێک بداتهوه... لای ماموستایانی زمانهوان... بیباته بنج و بناوان... .
مستهفا مهحموودیان _ مههاباد
ئاماژه: ماوهیهكه ئهم پرسیاره له سهر زاران دێ و دهچێ و له بڵاڤۆكهكاندا دهنووسرێ كه ئهرێ ئیسلام چی بۆ كورد كردووه؟ له وهڵامی ئهم پرسیارهشدا كهسانێك كه یان ئهوهتا، له مێژوو بهگان و یان ههر خۆیان له گێلی دهدهن و ئامانجێكی تایبهتیان ههیه، دهڵێن: ئیسلام نهك ههر هیچی بۆ كورد نهركردووه بهڵكه ئهگهر ئیسلامهتی و موسوڵمان له ئارادا نهبان، كورد زۆر سهركهوتوو دهبوو و خۆی كوتهنی پارووی دهڕۆنی دهكهوت. جا لهم كورته باسهدا دهمانههوێ تیشكێك بخهینه سهر ئهم باسه و ڕاستی و ناڕاستی ئهم وهڵام و بۆچوونه ههڵسهنگێنین.
منبع : نيشتمان
نوشته ی : علی باپیر
ترجمه : سردار شمامی
سپاس خدايي را كه پدر و مادر آدميت را از گِل و آب زمين خلق نمود ، سپس به خاطر پيش رفت انسان و پر خير و بركت شدن زندگانيش او را به چند قوم وملت تقسيم گرداند .
و درود و رحمت و بركت خداوند بر جان آن پيشواي عزيزمان كه در زندگاني خود عرب و عجم و سفيد و سياه و ثروتمند و گدا را به يك چشم نگاه مي كرد .
بدون شك از همان ابتداي اقامه ي انسان بر كره ي خاكي ملت و ميهن در زندگاني آدميت چيزي محبوب و دوست داشتني بوده اند ، زيرا عشق به ميهن و قوم و خاك و آب در درون آدميت اصلي فطري و غريزه اي اساسي است .
گذاري كوتاه به زندگينامة استاد علامه « محمد ربيعي»
استاد محمد ربيعي فرزند مرحوم ملا عبدالحكيم در سال 1311 شمسي در روستاي درهاسب از توابع منطقه ديواندره ديده به جهان گشود و در سن 5 سالگي قرآن را نزد مادرش به اتمام رساند . مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عموي گراميشان ملا محمود ربيعي (رح) فرا گرفت و بعد از وفات ايشان نزد استاداني ديگر از ايران و عراق علوم ديني را دنبال كرد .
از سن 12 سالگي به نوشتن علاقمند شد و وقايع روزانه را به صورت داستان در قالب نظم و نثر به رشته تحرير در ميآورد . استاد پس از ختم قرآن و فراگرفتن مقدمات صرف و نحو در خدمت استاد دانا و فرزانه «سيد علاءالدين حسيني» از «قشلاقسفيد» از توابع ديواندره شروع به آموختن علوم ديني نمودند . در همان سنين جواني در خدمت استادش رسالة ايساعوجي در علم و منطق را مطالعه و آن را به فارسي ترجمه كرده بود .
اشارهی نيشتمان: « عبدالرّحمن صديق» يكي از افراد برجستهي حزب اتحاد اسلامي كردستان عراق
ميباشد كه كارهاي تحقيقي انجام داده و در گردهماييهاي گوناگون شركت كرده است. ايشان به عنوان يك روشنفكر و محقق در كردستان عراق شناخته شده است اثر زير ترجمهاي از كارهاي او ميباشد.واضح است كه در مورد استنادات تاريخي نوروز نظريات متفاوت و گاه متناقض وجود دارد و نظريهي فوق به عنوان يكي از نظريهها مطرح ميباشد.
نویسنده : عبدالرحمن صدیق
مترجم : محمد حسن پور
ابهام ایجاد میکنند این موضوع عبارت است از: اسلام و کُرد یا کرد و اسلام و به عبارتی دیگر دین و ملیت و به عبارتی دیگر مسلمان بودن و کرد بودن است. آیا مسلمان بودن و کرد بودن با هم جور در میآیند یا نمیآیند؟ اگر با هم جور در نمیآیند کدام را باید انتخاب کنیم؟ اگر با هم موافقاند این توافق چگونه حاصل شده است؟ بدیهی است برای مایی که هر دوی اینها (مسلمان و کرد) هستیم دوست داریم این دو با هم تضادی نداشته باشند
منبع : وب نوشت بنکه ی بیر
نویسنده : شورش حسن/که رکوک
مترجم : احمد عباسی
عده ای از روشن فکران وسیاست مداران معتقداند که بحث از قضیه ی کُرد در این شرایط، زائد و بی مورد است. چون این بحث از چهار چوب یک قضیه خارج ، وملت کرد به حقوق خویش دست یافته ودارای حکومت منطقه ای خود می با شد ، لذا ا نگیزه ای برای دامن زدن مجد د بدان و دیگران و به خصوص مسلمانان را در باره ی آن مورد خطا ب قرار دادن ، وجود ندارد . بویژه که کرد ها در اشغا ل عراق هم پیمان نیروهای آمریکا یی بود ند .
پس مطرح کردن این مسأله به عنوان یک مسأله ی اسلامی غیرمنطقی است و طرح آن درسایه ی آن همه کوشش های دیپلماسی که سیاست مداران کرد جنبه ی منفی آن راپی گرفته اند ، عقیم وبی نتیجه خواهدبود. البته این طرز تفکر گر چه صراحتاً از زبان آن عده از روشن فکران اسلامی شنیده نشده ، ولی بوی مشمئز کننده ی آن آشکارا به مشام روشن فکران کرد می رسد .
بنا براین باید در راستای زدودن این غموض و ابهام کوشید و کسانی که حا صل رسالت والای ا سلام هستند – که هدف از آن جز عادت انسان چیز دیگری نیست – مورد خطاب قرار داد تا در این باره آگاهی کامل یابند و معضل تاریخی برادران کرد خود رادر یابند که جهت ها و دست های ناپاک بسیاری می کوشند آن را از گستره ی اسلام و راه حل های اسلامی خارج نمایند.
د رسال 1289 ه.ش از خانواده ی مشهور و خوشنام قاضی در شهرستان سابلاغ ( مهاباد کنونی ) فرزندی زاده شد که محمد نام گرفت . محمّد بعدها یکی از مشهورترین و محبوبترین چهره های تاریخ معاصر کردستان شد .
همه ی قبیله ی او عالمان دین بودند ؛ که از سالها پیش کار داوری و دادگستری بین مردم را بر عهده داشتند و به همین مناسبت لفظ « قاضی » شهرت خانوادگیشان شده بود .
در سال 1209 ه.ش نیای بزرگ محمّد ، احمد قاضی مشهور به شیخ المشایخ ، رهبران طوایف و قبیله های مختلف منطقه را در محلی نزدیک شهر دیواندره جمع کرد و از آهنا خواست که دست در دست هم نهاده ، نیرویی شوند و در برابر بیگانگان و بویژه متجاوزان انگلیسی بپا خیزند . همچنین در راه برقراری نظم و امنیت دیارشان و پاسداری از حقوق و حیثیت مردم بکوشند .
حكومتهاي كرد پس از اسلام
حامد بهرامي
كردان نيز چون ديگر اقوام خاور ميانه در قرن اول هجري آغوش خويش را مشتاقانه به سوي اسلام گشودند و با احساسي زيبا خير مقدمي گفتند صادقانه . چرا كه راه رهاي و مساوات خود را از همام دريچه مي ديدند و بس به همين دليل در راه آن همت گماشتند و چون تفكر قوم گراي و ناسيو نا ليسم در آن زمان جاي نداشت گاه به ورت مستقيم و گاه غير مستقيم بر مناطق خود حكم راندند و حتي گاهي در گستره ي بسيار وسيعتري خارج از مناطق خود حكومت تشكيل داده اند .
منبع : نوگرا
نقش كردها در تمدن اسلامي
با ظهور اسلام و حضورش در كردستان ، بزرگان بسياري در راه اين دين كوشيدند و اشقانه به خدمت و تعالي آن همت گماشتند . عل ي رغم اينكه اين ملت ، زبرگترين خدمات را در قبال دين اسلام و زبان عربي انجام داده است ، اما متأسفانه نقش برجسته انها در طول زمانهاي دور و دراز ، مجهول و ناشناخته مانده است . ماموستا هه ژار در مقدمه ي ديوان شيخ احمد جزيري از امام محمّد غزالي نقل مي نمايد كه فرموده اند : « [ علوم ] دين اسلام بر سه پايه بنياد يافته است كه عبارتند از : دينوري ، آمدي و شهرزوري » .
زۆر جار لێرهو لهوێ و له ناوهنده سیاسى و ڕۆشنبیرىیه که باس لهوه کراوه و دهکرێت که کێشهى کورد کێشهیهکى نهتهوهییه نهک ئیسلامى یاخود ئاینى . ههندێ جاریش ئهم وهسف کردنهى ماهیهتى کێشهى کورد له سۆنگهى پرسیار خستنه سهر ههڵوێستى نهتهوهیی لایهنێکى ئیسلامى یا خود ئیسلامييهکانى کوردستانهوه بووه ، زیاد له جارێکیش له ناوهنده ڕۆشنبیرييهکهوه به ئاشکرا باس لهوه کراوه که ئهم هێزانه دهخوازن کێشهى کورد له کێشهیهکى نهتهوهیییهوه بگۆڕن به کێشهیهکى ئاینى!! یاخود خودى سهرههڵدانى ئهوان ئاماژهیه بهو تهرزه له بیرکردنهوه؛ لهم سۆنگهوه داخوازم ئهوهندهى گونجاوه مشتمڕێکى بابهتیانهى ئهم پرسه بکهین پهنجه لهسهر ههندێ خاڵ دابنێین بزانین؛ داخۆ ڕاسته شوناسى کێشهى کورد داخوازييه نهتهوایهتييهکانمان پانتاییهکى ناکۆکى و جیاوازى نێوان تهوژم هێزه سیاسییهکانى کوردستان پێکدههێنن؟.