تبليغاتX

"سلام : به اين رمز زندگی خوش آمديد ***اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل . اثری از : مصطفی صادق رافعی *
ژینگه - سخن ما ، هدف ما

سخن ما ، هدف ما

انقلاب « رنسانس» در غرب هر چند كه « انسان محوري » را به جاي « دين محوري » مطرح كرد و در راستاي تحقق اين گزينه و شكستن تابوي « دين كليسا » تلاش مستمر را آغاز نمود ؛ اما تلاشي نكوهيده و ستوده بود ، زيرا دين يا خدا يا كليسايي كه پاپها و كشيشها و يا سخن گويانش از آن صحبت مي راندند و مردم را مجبور به پذيرش آن مي كردند ، همان دين يا خدا ياكليسايي بود كه دورا دور عقلانيت بشريت ديوار آهنين تقدس يافته كشيده بود ، و كوره هاي آدم سوزي را براي دانشمندان تشكيل مي داد ، و دادگاههاي تفتيش عقايد را داير مي كرد ، وفلسفه مدرسي گري يا « اسكولاستيبك » را به وجود آورده بود و ...

در اين فضاي خفقناك بود كه رنسانس با چنان پيامي ظهور كرد و عليه انديشه ي « دين محوري يا خدا محوري يا كليسا محوري » قد علم كرد .

و همين دخالتها و عملكردهاي غير منطقي و مرز شكنيهاي غير اصولي كليسا بود كه دانشمنداني همچون نيچه و فوئر باخ و ماركس و ... را وادار نمود كه عليه دين و خدا و ما وراء طبيعت موضع گيري نمايند .

جامعه شناسان معتقدند كه بايد علت ديدگاه و طرز تفكر فرد را در فضاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي حاكم بر آنها ، بررسي كرد .

و بر همين اساس است كه اكثر دانشمنداني كه عليه دين موضع گيري و يا نغمه سرايي نموده اند ، در فضاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي كليسا زيسته اند .

رنسانس از آن جهت تلاشي نكوهيده بود كه عقلانيت بشريت را از فضاي خفقناك و سركوبگر و از پشت ديوارهاي آنين بيرون آورد و او را در فضاي آزاد و در جايگاه خويش گذارد ؛ تا اينكه وظيفه خود همانا خلاقيت و نو آوري ( يا به تعبير قرآني استعمار في الارض ) را به نحو شايسته به انجام برساند .

و همين انقلاب بزرگ بود كه براي وقوع انقلاب صنعتي توسط عقل ، بستر سازي كرد . انقلاب صنعتي اي كه دستاوردها و جلوه هاي آن دنيا را فرا گرفت و در نورديد ، دنياي پهن و گسترده را به ده كده اي جهاني تبديل نمود ، و آسايش و رفاه معيشتي را به اوج خود رساند ، و در يك جمله كوتاه عالم خيال را به عالم واقعيت تبديل كرد . اما امروز بشريت وقتي كه با اين كوله بار مهم تكنيكي ، فني و علمي به منزل گاهش رسيده و مي خواهد از اين به بعد نفسهاي خود را آرام و مطمئن و با خاطره اي اسوده بكشد ، و شاهد بهترين لحضات زندگي اش باشد و زندگي موفقيت آميز خود را نظاره كند ، ولي مي بيند كه روح و روانش در ميان آن جهان پر زرق و برق ، همچنان احساس ناراحتي و خلل و كمبودي خواهد كرد و بسان عاشقي ديوانه وار در پي يافتن معشوق گمشده اش است تا پروانه وار به دور آن طواف نمايد و روح و روان خود را بدان آرام گرداند ، و اين ناراحتيها و خلل و كمبوديهاي روحي است كه فرد ديگر تاب توان تحمل اين وضعيت را نخواهد داشت يا مرگ را براي خود مي آفريند و يا دچار بيماريهاي علاج ناپذير خواهد شد .

افزاشيش روز افزون خود كشي و بيماريهاي روحي و رواني در كشورهاي صنعتي حاكي از اين واقعيت است .

زيرا تنها دستاورد منفي اي كه رنسانس داشت اين بود كه در حركت خويش معنويت و يا دين را بكلي حذف كرد و بر آن خط بطلان كشيد ، و نمي بايست در پيام عقلاني خويش دين را بكلي طرد مي كرد .

دانشمند شهير اجتماعي « جنيز برگ » معتقد است كه قوانين مادي وآيين روحي بايد در يك فكر و يك نظام در آينده و نظام مشتركي را تشكيل دهند . ‌‌‍[ بنفل از كتاب اسلام و نابسامانيهاي روشنفكران ، اثر استاد محمد قطب ، ترجمه محمد علي عابدي  ص 18 ج 1 ]

جهان بشريت امروز طعم و كام دستاورد و پيامد عقل بدون نقل را چشيده و احساس كرده و در جستجوي سعادت واقعي است و پي به اين واقعيت برده كه بايد ماشين زندگي انسان توسط عقل و نقل به سوي منزلگاه اصلي به حركت در آورده شود .

لذا ما معتقديم و باور داريم و به ثبوت هم رسيده كه اسلام ( بر خلاف مسيحيتي كه رنسانس آن را در حركت خويش طرد كرد و ....) مهمترين و كاملترين ديني است كه مي تواند به نحو احسن بعد معنوي و روحي و رواني انسان را تغزيه كند و آشفتگي ها و ناراحتي هايش را بر طرف كند ، و بهترين و والاترين جايگاه را براي انديشه و عقلانيت بشري قرار داده است .

 اما متأسفانه امروز تبليغات زهر آگين و غير منطقي بعضي از مسلمانان ناآگاه ، راديكال و بنياد گرا ، باعث شده اند كه چهره اي خشن و غير عقلاني از اسلام به جامعه ي بشري ارائه شود و عملا اين دو طيف يكي آگاهانه و ديگري نا آگاهانه مي خواهند اسلام را عين ترور ، تحجر و خشونت و ... معرفي نمايند .

لذا بر ما لازم است كه با نگاهي عصري  و عقلاني سيماي واقعي اسلام را در حد توان خود به جامعه ارائه دهيم ، و براي نشان دادن آن تلاش جدي نماييم .

بر همين اساس است كه بنا بر توان خود آستين همت را بالا برده ايم تا انديشه ي عصري و عقلاني و اصلاحي و ميانه روي اسلامي اسلام گرايان را نعكاس دهيم و پيش روي خوانندگان گرامي قرار دهيم .

و به همين خاطر صميمانه از كليه خوانندگان عزيز مي خواهيم كه با انتقادات و پيشنهادات سازنده ي خويش و با ارسال مقالات مرا در اجراي اين پروژه ياري دهند .

                         و ما توفيقي الا بالله العلي العظيم

و السلام

                                                                   ژينگه                  

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 8:38 توسط arbaba

 

 

استفاده از مطالب ژینگه بدون ذكر منبع ممنوع مي باشد