تبليغاتX

"سلام : به اين رمز زندگی خوش آمديد ***اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل . اثری از : مصطفی صادق رافعی *
ژینگه - ساز دمكراسي و رقص عروسكها

علي عزيزي . بانه

ملّت‌ها به ويژه ملت‌هاي ستمديده و در كل توسعه نيافته و جهان سومي چشم اميد به رهيافتي براي رهاي از دام ناعدالتي‌ها و ظلم و ستم‌هاي سياسي و اقتصادي قدرتمندان افسار گسيخته اندوخته بودند، تا اينكه ديگر بار در عصر عقلانيت و رفاهيت و دنياي ماشيني شاهد نابرابريهاي اجتماعي و سياسي چه داخلي و چه خارجي نباشند، و بتوانند زندگي خود را توام با عدالت و رفاهيت و سعادت دنبال كنند و ...

تا اينكه ساز دمكراسي دوباره به صدا درآمد و پا به ميان گذاشت و در ادبيات سياسي و ديپلماتيكي موضوعيت پيدا كرد، و شب و روز به قد و قامت وي سرودند و     راجع به آن قلم‌فرسايي كردند، ملتها در كل و ستمديدگان به طور ويژه همه خوشحال شدند كه اينك دارد خواب و خيال آنها جامه واقعيت به خود مي‌پوشد و ظلم و ستم و يا ظالمان  و ستمگران با ر و بنه و كاسه و كوزه خود را جمع مي‌كنند و رهسپار ديار ناكسان خواهند شد.

اما متاسفانه ديري نپاييد كه دمكراسي نيز همانند ديگر واژگان سياسي و اجتماعي توسط چپاولگران قدرتمند افسار گسيخته مورد تعرّض و خيانت قرار گرفت و سيماي پاك آن را به كلي در راستاي منافع و مصالح غير مشروع سياسي و ... خود سياه كردند و آن را بنا به خواست خويش رنگ‌آميزي و چهره‌سازي نمودند، و آن را به عنوان كالاي صادراتي درآوردند كه به هر كشور بخواهند آن را صادر نمايند و در برابر آن باج بگيرند و آن را كالاي ويژه خود قلمداد كردند، درحالي‌كه همه مردم جهان به طور مساوي از آن برخوردارند و حق همه آنها است و كالايي كاملاً مشترك است.

و همين سياه‌كاري‌ها و سوء استفاده‌ها و سوء تعبيرها باعث شدند كه چهره پاك دمكراسي مخدوش شود و جايگاه خود را از دست بدهد، و حتماً‌ هم مي‌بايست بينش و نگرش مردم به ويژه مسلمانان نسبت به آن عوض شود و دل چنداني بدان خوش نكنند، زيرا براي همگان روشن شده كه دمكراسي به ساز قدرتمندان چپاولگر براي رقصانيدن ملتها تبديل شده و ابزاري است كه آن را براي تحقق اهداف شوم خويش در دست گرفته‌اند و از جانب ديگري نيز تجربه‌ي الجزاير و فلسطين و ... نشان مي‌دهد كه آنها هرگز در پي نهادينه‌كردن دمكراسي در منطقه نيستند و هرگز دموكراسي واقعي را نخواهند پذيرفت.

وقتي كه خبرگزاري‌ها اعلام پيروزي چشمگير اسلام‌گرايان در الجزاير را كردند، فوراً منطق توتاليتاريانيسم پا به ميان گذاشت و با تانك  و توپ و خون‌ريزي به استقبال نتايج انتخابات دموكراتيك رفتند، و آن را لغو و حكومت مورد نظر خويش را تعيين كردند.

دوباره وقتي كه خبر‌گزاري‌ها اعلام كردند گروه اسلام‌گراي حماس در انتخابات مجلس قانون‌گذاري فلسطين 75% از آراي مردم را به دست آورده، همه مات و مبهوت و سراسيمه شدند،‌ زيرا غير منتظره بود كه حماس داراي چنان پايگاه قوي مردمي است، و همه پي به قدرت بزرگ وزنه‌ي سياسي و مردمي حماس بردند و در سياست و گفتمان و برخورد خويش راجع به فلسطين تجديد نظر كردند. اسرائيل با تانك و توپ از نتايج انتخابات فلسطين استقبال كرد، حملات خود را عليه فلسطين، بويژه نوار غزه تشديد نمود، شروع به قطع آب و برق غزه كرد، اعضاي حماس را دستگير، و اعضاي حكومت منتخب اسماعيل هنيه را تهديد به ترور كرد، و برخي از نمايندگان مجلس و حتي رئيس مجلس را نيز روانه زندان نمود، و انواع فشار را چه به طور مستقيم و چه غير مستقيم به حكومت تازه شكل گرفته فلسطين وارد كردند، آمريكا و اتحاديه اروپا نيز فلسطين را تحريم اقتصادي كردند و حتي كمكهاي مالي خود را نيز به آنجا قطع نمودند و فشارهاي سياسي را نيز بر حكومت فلسطين وارد كردند و ....

و از جانب ديگري نيز گروه فتح هم از نتايج انتخابات قانون‌گذاري فلسطين دچار شكّه شد، زيرا وزنه‌ي سياسي و مردمي و اعتبار مالي او براي همگان روشن شد،‌ و اين هياهوها و سرو صداهايي كه به راه مي‌انداختند و آن جايگاه سياسي كه براي خود قايل بودند، چيزي خودساخته و خود پرداخته بود و از حمايت اكثريت مردم برخوردار نبود و...

فتح تاب توان و تحمل پيروزي چشمگير اسلام‌گريان و حكومت منتخب آن را نداشت و دست به كارشكني و فرار از مسئوليت كرد. و در پي فرصتي براي فرار از مرزهاي قانون بودند و سفرهاي مشكوك خود را به اروپا از سر گرفتند، و با اين رفت و آمدها و فرار و گريزها و كارشكني‌ها زمينه‌ را براي بروز جنگ داخلي  ايجاد كردند، جنگ داخلي آغاز شد، لوله تفنگ فلسطيني‌ها كه تا ديروز رو به اسرائيلي‌ها بود امروز رو به سينه خود فلسطيني‌ها كرده، و داشتند اهداف دشمن را كه هزينه‌هاي هنگفتي براي تحقق آنها در نظر گرفته بود، تحقق مي‌بخشيدند و ....

آتش جنگ داخلي روز به روز شعله‌ورتر مي‌شد و زبانه‌ مي‌كشيد. تا اينكه عربستان سعودي مستقيماً وارد صحنه ماجرا شد و براي فروكش‌كردن آتش جنگ داخلي تلاش جدي كرد، سران حكومتي و حزبي فلسطيني را رسماً به مكه دعوت و ميان آنها ميان‌جيگري كرد و توافقي ميان آنها حاصل نمود كه به «توافق مكه» مشهور شد، و سطح كمكهاي مالي و اقتصاد خود را به فلسطين بسيار افزايش داد؛ حماس در توافق مكه نيمي از قدرت مشروع خود را به خاطر خاموش شدن آتش جنگ و سامان گرفتن اوضاع سياسي و اقتصادي فلسطين به احزاب ديگر بويژه فتح داد، مسلمانان و بويژه فلسطيني‌ها همه خوشحال شدند و جشن و پايكوبي به راه انداختند و... اسرائيل و آمريكا و اروپا باز هم كارشكني كردند و حكومت همه جانبه فلسطين را به رسميت نشناختند و حربه تهديد و تحريم عليه حكومت فلسطين را كنار نزدند، چون كه هنوز هم حماس در صدور حكومت باقي مانده و...

اما متأسفانه چند ماه طول نكشيد كه فتح و در صدر آن محمود عباس ديگر نتوانست بيشتر از اين خود را كنترل كند و اين وضعيت سياسي را تحمل نمايد، دوباره شروع به كارشكني و مرزشكني و فرار از مسئوليت نمود، و سفرهاي خود را به سوي اروپا و اسرائيل از سرگرفت، آنها نيز چراغ سبز را به وي براي فرار و گريز از تركيب سياسي نامطلوب و ناخواسته‌ي آنها نشان دادند، و اين بار رسماً و علناً موضع‌گيري خود را اعلام نمود و حكومت قانوني فلسطين را بدون هيچ مجوزي و بدون مدركي لغو كرد و خود شخصاً در رام‌الله حكومتي اضطراري را تشكيل داد. آمريكا و اسرائيل و اروپا فوراً آن را به رسميت شناختند و كمك‌هاي مالي و اقتصادي خويش را به وي چند برابر نمودند و حكومت غيرقانوني رام‌الله را مورد حمايت شديد خويش قرار دادند، و از جانب ديگر براي منزوي كردن و فروپاشيدن حكومت غزّه تلاش نمودند و فشارهاي خود را به آنجا چند برابر كردند.

حماس هم هرگز از موضع خويش كوتاه نيامد، و اعلام داشت اگر همانند شعب‌ابي‌طالب در محاصره اقتصادي قرار گيريم و از شدت گرسنگي سنگ را به شكممان ببنديم باز هم استراتژي خويش را تغيير نخواهيم داد و به دشمن خود پاس نمي‌دهيم و آن را هرگز به رسميت نخواهيم شناخت و اعلام داشت اين جزء ثوابت گروه حماس است.

محمود عباس در شرم‌الشيخ با اُلمرت و... نشستي برگزار كردند و با آغوش گرم و چهره‌اي شاداب و خندان از او استقبال كرد و او را بوسيد و...

فتح دچار انشعاب شد گروهي از آن به نام «فتح الياسر» جدا شد و سياست و موضع‌گيري حماس را قبول و از آن حمايت نمود و...

فتح و در رأس آن محمود عباس مي‌خواستند با اين كارشكني‌ها و مرزشكني‌ها و سازش‌ها و نرمش‌ها و امتيازدادن‌‌ها به دشمن وجهه‌اي اجتماعي و اعتبار و اعتماد ملي را براي خود جذب كنند و حماس و گروههاي ديگر را در انزوا قرار دهند و چهره و آنها را مخدوش نمايند، و آنها را متهم به سوء مديريت كنند و...

اما بي‌خبر از اينكه اين همه باج دادن‌ها و امتياز دادن‌ها به صهيونيستها و از جانب ديگر نيز آن همه حمايت‌ها و پشتيبانهاي صهيونيستها و آمريكائيها و اروپائي‌ها از گروه فتح، صد در صد به ضرر گروه فتح و به سود حماس تمام خواهد شد و وجهه‌ي مردمي اولي سبكتر و دومي را سنگينتر خواهد كرد.

البته لازم به ذكر است كه حمايت و پشتيباني دولت‌هاي غربي به ويژه آمريكا از گروهها و كشورهاي لائيك (با اينكه غير دموكراتيك هم باشند) تنها منحصر به فلسطين نيست، بلكه آنها براي در انزوا قرار دادن گروههاي اسلامي از تمامي حكومتها و گروههاي لائيك و غير دموكراتيك حمايت جدي مي‌نمايند، تا اينكه همچنان آنها در رأس قدرت باقي بمانند.

همانند حمايت غربيها به ويژه آمريكا از نظام غير دموكراتيك و توتاليترليسم مصر و تونس و الجزاير و پاكستان و سوريه و عربستان و... كشورهاي كه هنوز هم نظام سياسي و حقوقي آنها در عصر بربريت و قرن حجر قرار دارد و...

مسئله حمايت و پشتيباني كشورهاي غربي از گروهها و حكومت‌هاي لائيك و غير دموكراتيك، پيام بسيار مهمي براي صاحبان خرد و انديشه دارد و آنهم اينكه امروز آنها دارند با نقاب دموكراسي اهداف استثمار و استعمارگرايانه گذشته را دنبال مي‌كنند.

البته نبايد گروهها و حكومتهايي كه مورد حمايت غربيها به ويژه آمريكا قرار گرفته‌اند دل چنداني به رفتار و برخورد غير دموكراتيك خود خويش كنند و اينكه آنها را با مبارزه عليه افراط‌گرايي(!) و اسلام سياسي توجيه نمايند؛ زيرا برخورد و فعاليت غير دموكراتيك از جانب هر كسي كه باشد، همان برخورد و فعاليت غير دموكراتيك است و هيچ توجيهي را بر نمي‌دارد. و همچنين نبايد آنها و حاميانشان منتظر به ثمر رسيدن فعاليت خود عليه گروههاي اسلامي و يا خود اسلام‌ باشند،‌ و خيال كنند كه آنها مي‌توانند با اين فعاليتهاي غير مشروع اسلام‌گرايان و يا اسلام سياسي را در انزوا قرار دهند و گوشه‌نشيني و خلوت نشيني را انتخاب و فعاليت مسالمت‌آميز سياسي را ترك كنند.

زيرا تجربه‌ي اسلام گرايان الجزاير و تونس و مصر و فلسطين و عراق و تركيه و... نشان داده كه هر چه فشارها عليه آنها بيشتر شود، ‌آنها پايگاه مردمي‌شان بيشتر و قويتر و خريداران كالاي مسموم كننده لائيكها و سكولارها كمتر و كمتر خواهد شد و بنيان بطالتشان روز به روز ويرانتر و ويرانتر مي‌شود.

و همچنين هر روز بيشتر براي مردم روشن خواهد شد كه گروهها و حكومتهاي غير دموكراتيكي كه توسط غرب مورد حمايت قرار مي‌گيرند، همانند عروسكهايي هستند بدون هيچ تصميم و اراده‌اي و فارغ‌ از ديدگاه و موضعي شفاف و روشن راجع به مسايل سياسي و ملي، و اينكه آنها حتي رقصشان نيز توسط ديگران صورت مي‌گيرد و همانند عروسكها كاملاً‌ كنترل شده‌اند و هيچ انتخاب و اختياري از خود ندارند.

البته بايد گروههاي اسلامي همچنان پايبند به اصول و روش فعاليت سياسي مسالمت‌آميز باشند و براي نهادينه كردن فرهنگ مدار و مديريت و تساهل و تسامح در جامعه تلاش جدي نمايند. چون كه دمكراسي واقعي بزرگترين و بهترين رهيافتي است براي رهايي از دام آشوب و جنگ و خونريزي و ظلم و ستم و خون‌ريزي، و ترازويي است براي تقسيم عادلانه قدرت. و دموكراسي‌اي مذموم و منفور است كه از بلندگوي قدرتمندان استثمار و استعمارگر براي آن تبليغات مي‌شود، دمكراسي‌‌اي كه به ابزار قدرتمندان چپاولگر براي اجراي ظلم و ستم و حمايت از نظامهاي غير دموكراتيك تبديل شده است، دموكراسي‌اي كه عروسكها را مي‌رقصاند و دل آنها را خوش مي‌گرداند.

والسلام

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:28 توسط arbaba

 

 

استفاده از مطالب ژینگه بدون ذكر منبع ممنوع مي باشد