
بسم اﷲالرحمن الرحيم
الحمدﷲ الذي بنعمته تتم الصالحات وبتوفيقه تتحقق الغايات والصلاة والسلام علي البشير النذير والسراج المنير سيدنا وامامنا محمد وعلي آله وصحبه ومن تبعهم باحسان الي يوم الدين
بنام خدايي آغاز مي كنم كه بر آفرينش توانا است ، وروزي دهنده مخلوقات وآمرزنده مؤمنان است. حمد وستايش از آن خدايي است كه در پرتو نعمت اوشايستگيها ونيكيها ولياقتها بكمال وتماميت خود مي رسند. درود وسلام بر پيامبرگرامي خدا كه بعنوان رحمت بر جهانيان مبعوث گرديده است وهمچنين درود وسلام بر آل واصحاب كرام وراه يافتگان بسنت او تا روز رستاخيز.
از آنجا كه ما در اين دنيا به عبث وبي مسئوليت آفريده نشده ايم وزندگي ومرگمان يكسان نيست وآفرينش ما منشأي دارد،مسلم است كه مقصدي هم دارد كه بسوي آن رهسپار مي شويم
«افحسبتم انما خلقناكم عبثا وانكم الينا لاترجعون.فتعالي الله الملك الحق لا اله الا هو رب العرش الكريم »زمر73،116)
آيا پنداشته ايد كه شما را بيهوده آفريده ايم وبسوي ما باز نمي گرديد !خداوند فرمانرواي حقيقي ،منزه وبلند پايه تر از اين است
«ام حسب الذين اجترحوا السيئات ان نجعلهم كا الذين آمنوا وعملوا الصالحات سواءمحيا هم ومماتهم ساء ما يحكمون . وخلق الله السموات والارض بالحق ولتجزي كل نفس بما كسبت وهم لا يظلمون »جاثيه 21،22)
آيا كساني كه مرتكب بديها شدند خيال كرده اند كه همانند ايمان آوردگان درستكار قرارشان ميدهيم وزندگي ومرگشان باآنان يكي است؟ چه بد قضاوتي مي كنند . خداوند آسمانها وزمين را بر پايه حق آفريده ومنظورش اين بوده كه بسزاي اعمال خود برسد بي آنكه به كسي ستم روا داشته شود
بنابر اين ما مخلوق خدا هستيم ومأمور به بندگي او مي باشيم كه اين امر نداي نخستين در دعوت الهي بوده و هدف از بعثت پيامبران ونازل شدن كتابهاي آسماني هم يادآوري اين پيمان بوده است «وما ارسلنا من قبلك من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الاانا فاعبدون » انبياء25)هيچ پيا مبري را قبل از تو نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم كه معبودي جز من نيست پس مرا بپرستيد . «وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون ما اريد منهم من رزق وما اريد ان يطعمون »
جن وانس را جز براي عبادت خودم نيافريده ام ،ازآنان روزي و تغذ يه نمي خواهم خداوند روزي دهنده نيرومند است .
شايسته است كه در راستاي تحقق اين وظيفه خطير بسيار حساس بوده واحساس مسئوليت كنيم وخيلي جدي باشيم تا خدايي نكرده عبادات را مورد ستم قرار ندهيم ودر نگرش وارزيابي وعمل انرا از چهره ومحتواي واقعي خود خارج نكنيم . آنطور كه رب العالمين به ما امر فرموده جهت رشد وترقي وتزكي خود از آن بهره كامل و توشه حقيقي بگيريم تا بوسيله آن صلاحيت وآمادگي لازم براي پيمودن درجات كمال معنوي وروحاني را كسب نمائيم و شايستگي ورود به جايگاه ابدي (وپاكيزه اي كه جز پاكان امكان راه يابي بدان جا نيست )را بدست آوريم .ان شاءالله
آنچه كه پيش رو داريد.مطالبي است راجع به حكم واهميت ومنافع وفضايل نماز جماعت كه در چند فصل تنظيم وتحرير گرديده است .اميد است كه مورد قبول حق وتوجه جدي خوانندگان قرار گيرد ودر راستاي پر رنگ نمودن اين وظيفه مهم نقش خود را ايفا نمايد .
اسلام به اين دليل نمازهاي پنجگانه را بصورت جماعت در مساجدضروري دانسته است كه مسجد علاوه بر اينكه پايگاه تجمع مسلمانان و محل انجام فرايض الهي است ، محل مناسبي هم براي ساير مسايل اجتماعي ورفع مشكلات اقتصادي وسياسي و...جامعه مي باشد . زيرا درحقيقت هسته نظام اجتماعي درمسجد قوام مي پذيردوبذرمحبت وتعاون وريشه نهال الفت واخوت دراجتماعات مساجد كاشته وپرورش مي يابد.
به گونه اي كه هرگاه درتحكيم ونيرومندساختن اين اساس وپايه نظام اجتماعي سستي وبياعتناي به عمل آيد،ديري نمي پايد كه شيرازه نظام زندگي اجتماعي ازهم گسيخته وتفرقه ونفاق تؤم با حس خود خواهي وخود برتربيني ،جاي اتحادوبرادري ومحبت ونوع دوستي را مي گيرد
نماز جماعت علاوه بر تحكيم روابط انسان باخداي خويش ،ازنظر روابط فردي واجتماعي هم بسيار مؤثربوده ونقش سازنده اي راايفا ميكند.لذا قبل ازهرچيز نظر خوانندگان محترم رابه آيات ،واحاديث،وسيره واقوال سلف صالح،راجع به اين موضوع معطوف ميدارم.
آيات قرآن
1 ) خداوند در سوره نساء آيه 102 مي فرمايد « واذا كنت فيهم فأقمت لهم الصلاة فلتقم طائفةمنهم معك وليأخذوا اسلحتهم فإذا سجدوا فليكونوا من ورائكم ولتأتي طائفة اخري لم يصلوا فليصلو معك وليأخذوا خذرهم واسلحتهم ....» زماني كه در ميانشان بودي ونماز را برايشان بر پا داشتي ،دسته اي از آنان با تو به نماز ايستند، وبايد كه اسلحه خود را با خود داشته باشند ،وقتي كه (نصف )نماز را با تو خواندند شما را بپايند و دسته ديگري كه هنوز نماز را نخوانده اند بيايند وبا تو به نماز ايستند و احتياط خود را مراعات واسلحه خود را داشته باشند .....
خداوند در اين آيه به پيامبرش دستور مي دهد كه در چنان حالت دشواري كه مسلمانان آماده پيكاربا كفاروهماورد بادشمنانشان ميشوند،همراه مؤمنان نمازراباجماعت بگذارند.
نكته قابل تأمل اينكه .خدوند حتي به آن گروه مسؤل حفاظت ازلشكرهم اجازه نمي دهد كه نمازجماعت را ترك كنند ، بلكه دستور مي دهد كه پس از فراغت گروه نخست ،آنها هم نماز را به جماعت بگذارند با اين وصف وقتي كه نماز جماعت در چنان حالت دشواري برآنان واجب بوده باشد در حق كساني كه در بستر نرم وراحت خويش با خيالي آسوده و خاطري مطمئن آرميده اند واز اين پهلو بدان پهلو مي غلطند چه حكمي بايد داشته باشد ؟! آيا معقول است كه معذور ومعاف باشند ؟ خير بلكه دين خدا از چنين تناقضاتي پاك وبدور است . دليل ديگري كه جنين استنباطي را از آيه فوق تقويت مي كند آيه43 سوره بقره مي باشد كه
2) واقيموا الصلاة وآتوا الزكاة والركعوا مع الراكعين » نماز را بر پاي داريد و زكات مقرره را بپردازيد وهمراه ركوع كنندگان به ركوع در آييد . عبارت واركعوا مع الراكعين در اخر آيه وبه خصوص اينكه در ابتداي آيه به اداي نماز دستور داده شده دليل بر اين است كه نماز بحد كمال خود نمي رسد جز بهمراه ساير نمازگذاران در خانه خدا .
3)در سوره توبه آيه18مي فرمايد «انما يعمر مساجد الله من آمن باالله واليوم الاخر واقام الصلاة وآتي الزكاة ولم يخش الا الله فعسي اولئك ان يكونوا من المهتدين » تنها كسي حق دارد مساجد خدا را (با تعمير يا عبادت) آبادان سازد كه به خدا وروز قيامت ايمان داشته باشد ونماز را چنان كه بايد بخواند وزكات را بدهد وجز از خدا نترسد . اميد است چنين كساني از زمره راه يافتگان باشند . منظور از آباداني مساجد عمران وآباداني آن به وسيله نماز ودعا و ذكر خدا و اداي شعاير مذهبي است . همانطور كه ابن كثير در تفسير اين آيه بيان داشته است خداوند در مورد صحت ايمان آباد كنندگان مساجد گواهي داده است، وپيامبر نيز چنين شهادتي را اعلام مي دارد آنجا كه مي فرمايد :اذا رأيتم الرجل يعتاد المساجد فاشهدوا له بالايمان – امام احمد عن ابي سعيد الخدري ) هر گاه مردي را ديديد كه در مساجد رفت وآمد دارد به ايمان وباور راستين او گواهي دهيد .
4)در سوره بقره آيه114مي فرمايد « ومن اظلم ممن منع مساجد الله ان يذكر فيها اسمه وسعي في خرابها اولئك ما كان لهم ان يدخلوها الا خائفين لهم في الدنيا خزي ولهم في الاخرة عذاب عظيم» وچه كسي ستمگر تر از كساني است كه نگذارند در مساجد واماكن عبادت خدا ،نام خدا برده شود ودر ويراني آنها بكوشند ؟شايسته اينان نبود كه چنين بكنند، بلكه مي بايست جز خاشعانه وارد آنها نشوند . بهره آنان در دنيا زبوني و رسوايي ودر آخرت عذاب بزرگي است .
چنان كه ملاحظه مي شود خداوند در اين آيه كساني را كه در جهت تخريب و ويراني مساجد وخالي كردن آن از ادايي نماز وذكر خدا اقدام مي نماين تهديد ميكند ابن عباس در تفسير اين آيه مي فرمايد هر كس اذان نماز را بشنود و بدان جواب مثبت ندهد و به مسجد نيايد تا در آن نمازش را ادا كند . نماز او پذيرفته نمي شود واز خدا و رسولش نا فرماني كرده است
احاديث نبوي
1) بخاري ومسلم از ابو هريره روايت نموده اند كه رسول خدا فرمود «اثقل الصلاةعلي المنافق ،صلاةالعشاء وصلاةالفجر ولو يعلمون ما فيهما لأتوها و لو حبوا ولقد هممت ان آمر بالصلاةفتقام ثم آمر رجلا فيصلي بالناس ثم انطلق برجال معهم حزم من حطب الي قوم لا يشهدون الصلاة فاحرق عليهم بيوتهم بالنار» متفق عليه. دشوار ترين نماز بر اهل نفاق نماز عشاءونماز فجر است ،اگر مي دانستند كه در اين دو نماز چه خيري نهفته است ، اگر به خزيدن هم بود در اين دو نماز حاضر مي شدند .دوست مي داشتم مردم را به نماز دستور دهم سپس شخصي را مأمور نماز خواندن با مردم بنمايم آنگاه گروهي حامل بسته هاي هيزم با خود ببرم وخانه كساني را كه در نماز جماعت حضور ندارند،به آتش بسوزانم
2)امام مسلم از عبد الله ابن مسعود روايت مي كند كه پيامبر ص) فرمود «من سره ان يلقي الله تعالي غدا مسلما فليحافظ علي هؤلاءالصلواة حيث ينادي بهن فان الله شرع لنبيكم سنن الهدي وانهن من سنن الهدي ولو انكم صليتم في بيوتكم كما يصلي هذا المتخلف في بيته لتركتم سنةنبيكم ولو تركتم سنةنبيكم لضللتم_ وفي روايةابي داود لكفرتم » هر كسي مي خواهد فرداي قيامت بعنوان مسلمان خداوند را ملاقات كند ،بر اين نمازهاي پنجگانه محافظت كند وآنها را در جايگاهشان ادا نمايد كه خداوند متعال سنتها وروشهاي هدايت را براي پيامبر شما بيان داشته واز جمله آن هدايتها محافظت بر اين نمازها است . اگر شما به جاي مسجد در خانه هايتن نماز بخوانيد همچنان كه اين مرد متخلف نماز ش را در خانه مي خواند ، آنوقت شما سنت پيامبرتان را رها كرده ايد واگر سنت پيامبر تان را ترك كنيد به يقين گمراه مي شويد
ابن مسعود مي گويد از آنوقت به بعد كسي را از خودمان نمي ديديم كه از جماعت تخلف كند جز كسي را كه نفاقش آشكار بود . وبسيار مي شود كه يكي از آنان با كمك دو طن ديگر به مسجد آورده مي شد و خود را به صف جماعت ميرساند
3) امام طبراني وامام احمد در حديث ديگري چنين مي كند الجفاء كل الجفاء والكفر والنفاق من سمع منادي الله ينادي الي الصلاة فلا يجيبه » بدبختي واقعي وكفر ونفاق اين است كه صداي منادي خدا شنيده شود كه مي گود بسوي نماز بشتابيد اما جوابش داده نشود .
4)ابن ماجه از پيامبر روايت نموده كه فرمود «لينتهين رجال عن تركهم الجماعات او لاحرقن بيوتهم »همانا مرداني كه نماز جماعت را ترك نموده اند از ترك نمودن نمازهايشان با جماعت دست بر مي دارند يا اينكه خانه هايشان مي سوزانم . حافظ ابن حجر در كتاب فتح الباري مي فرمايد ظاهرا اين حديث بر فرضيت جماعت دلالت دارد چون اگر سنت مي بود ترك كنندگان آن به سوزاندن تهديد نمي شدند واگر فرض كفايه هم مي بود اينكه پيامبر و عده اي از اصحاب آنرا با جماعت ادا نموده ديگر بر بقيه اصحاب ساقط ميشد و خواندن ان از طرف پيامبر وبعضي از اصحاب كافي بود .وعالماني همچون عطاء، اوزاعي ،ابن خزيمه،ابن حبان ،ابن المنذر هم همين رأي را دارند تازه كساني چون داود واصحابش از اين رأي فراتر رفته وجماعت را شرط صحت نماز مي دانند البته براي مرداني كه عذر نداشته باشند
5)مردي نابينا خدمت پيامبر آمد واز پيامبر در خواست نمود كه نمازهايش را در منزل بخواند پيامبر فرمود «هل تسمع النداءبالصلاة» آيا صداي اذان را مي شنوي؟گفت آري پيامبر فرمود( فأجب) دليلي براي تو نمي يابم وبايد اجابت كنيد وبه مسجد بياييد _سنن ابي داود
اقوال اصحاب وسلف صالح راجع به اين موضوع
1) از ابن عباس (رض)سؤال شد در مورد شخصي كه شبها را زنده مي دارد وروزها را روزه مي گيرد اما در نماز جمعه و جماعت شركت ندارد .فرمود:او در آتش است
2)ابن عمر(رض)مي فرمايد:وقتي كسي رادر نماز جماعت عشاء و صبح نمي ديديم نسبت به او بدگمان مي شديم واورا منافق مي شمرديم
3)امام بخاري در صحيح خويش از ام درداء(رض)نقل مي كند كه گفت :ابودرداءبه نزد من مي آمد در حالي كه نگران بود،علت نگراني اورا پرسيدم گفت:قسم به خدا كسي از امت محمد (ص) را نمي شناسم مگر اينكه نمازهايشانرا به جماعت مي خوانند.
4)حضرت عمر ابن خطاب (رض)روزي به قصد تفريح وقدم زدن در باغش خارج شده بود وقتي كه برگشت ديد كه مردم نماز عصر را خوانده اند. فورا به خود گفت «انا لله وانا اليه راجعون» نماز عصرم را با جماعت از دست داده ام.اي مردم گواه باشيد كه بوستانم بر مساكين صدقه باد در كفاره كاري كه عمر انجام داد .درروايت ديگري آمده است كه كاري حضرت عمر را مشغول كرد تا نماز مغربش به تأخير افتاد ،وقتي كه سرش را بالا آورد دو ستاره را ديد وفورا رفت ونمازش را ادا نمود وبعد دو نفر برده را خريد وآنها را در كفاره نمازش آزادنمود .
5)حضرت ابو هريره(رض)مي فرمايد :اينكه گوش بني آدم را از سرب ذوب شده پر كنند بهتر است برايش از اينكه صداي حي علي الصلاة را بشنود و شتابان بسوي آن نرود و آنرا اجابت نكند.
6) عبيدالله ابن عمر قواريري-شيخ بخار ي ومسلم وابن داود كه در سال 235 ه دار فاني را وداع گفته مي فرمايد: هيچ وقت نماز عشاءراجماعت نخوانده ام تا يك روز مهماني داشتم و به پذيراي او مشغول شدم .ديدم كه جماعت عشاءرا از دست داده ام تمام مسجد هاي بصره را گشتم تا مسجدي را پيدا كنم وبا مردم نمازم را بخوانم ولي ديدم كه همه مردم از خواندن نماز فارغ شده و مساجد را بسته اند وبه خانه بر گشتم وبا خود گفتم: پيامبر مي فرمايد نماز جماعت 27 بار ثوابش بيشتر از نماز تنهاي است پس 27 مرتبه نماز عشاء را خواندم وسپس خوابيدم . در خواب ديدم كه با قومي هستم كه همه بر اسبهاي چابكي هستند ومن هم بر اسبي سوارم كه هر چند مي خواهم به آنها برسم ولي نمي توانم يكي از آنها رو به من كرد وگفت: خودت را زحمت نده واسبت را هم اذيت نكن كه به ما نخواهید رسيد ! گفتم : چرا ؟ گفت : چون ما نماز عشاء را با جماعت خوانده ايم اما تو آنرا تنها خوانده اي_از شدت تأسف بيدار شدم تمام بدنم سست شده بود .
ممكن است گفته شود كه جريان عبيدالله خواب بوده و خواب مبنايي هيچ حكمي نمي باشد .در حواب مي توان گفت :مسلم است كه خواب هيچ حكمي را ثابت نمي كند اما مي تواند مؤيد حكمي ثابت شده باشد چون پيامبر (ص)مي فرمايد«الرؤيا الصالحةجزء من ستة واربعين جزءا من النبوة»در حديث ديگر:رؤيا المؤمن جزء من ستة و اربعين جزءا من النبوة.» خواب مردان صالح_يا مردان مؤمن_يك قسمت از 46قسمت نبوت است بدين معني كه خواب مردان صالح ومؤمن خبر صادقي است از جانب خدا كه دروغ درآن راه ندارد(1)
7)امام احمد (رض)در زندان بود هرگاه صداي اذان را مي شنيد با عجله بسوي در زندان مي شتافت ودست گيره درب رافشار ميدادوقتي كه درب باز نمي شد دستها را بالا برده وچشمها را در اسمان خيره نموده ومي گفت:خداوندا:خودت شاهدي كه من آمدم به سوي نداي تو ولي نمي گذارند كه بيايم .!!
بله برادر مسلمان ملاحظه مي كنيد كه مردان خدا وسلف صالح چقدر بر نماز جماعت حريص بوده اند كه اگر يكي از آنها از نماز جماعت تخلف مي نمود ديگران تا يك هفته او را تعزيه مي گفتند واگر ركعت ا ول را درك نمي نمود تا سه روز او را تعزيه مي نمودند . روي همين باور به جماعت واحساس مسؤليت نسبت به آن مرداني چون سعيد بن مسيب كه چهل سال تمام حتي يك نمازش را به تنهايي نخوانده است يا شيخ احمد ياسين(رح)را ميبينيم كه با وجود امراض وناراحتيها وناتوانائيهاي كه داشت حتي تمام بدنش فلج بود و روي ويلچر حركت مينمود اما آيا مي دانيد لحظه شهادتش در كجا بود ؟ در مسجد آنهم براي اداي نماز صبح !!خداوند نمونه اين چنين داعيان عابد وزاهد .الگو هاي عملي عبادات را زياد كند
(1)فتح الباري ج 14صفحات373 الي 402 احاديث 6982 الي 6990 ح
رأي مذاهب چهارگانه راجع به مسئله نمازجماعت .
با توجه به آيات واحاديث واقوال سلف صالح كه درفصل قبل بيان شد .روشن ميشود كه نماز جماعت ازاهميّت بسزائي برخرداراست كه براي هيچ مسلمان متعهدي شايسته نيست كه نسبت به آن كم توجه بوده وسهل انگار باشد.از اين رو لازم مي دانيم كه دراين جا نظرمجتهدين رابه اختصار بيان كنيم تا روشن گرددكه تخلف بدون عذرازجماعت چه حكمي دارد.
همه مذاهب چهارگانه براين نكته اتفاق نظردارندكه نبايد هيچ مكلفي ((مرد)) بدون عذر نمازش رابه صورت تنهائي بخواند بلكه مظوف است كه آنرا به جماعت ادا نمايد ودرمورد حكم ان .
(الف)امام شافعي (رض)جماعت را فرض كفايه دانسته ومي فرما يد:درهر شهر ياروستاي بايد عده اي نمازهاي پنجگانه رابه جماعت ادا نمايند واگرهمه مردم به اتفاق آنرا ترك كردند .همه آنها گناه كارند .امام شافعي علاوه بر آيات واحاديث بيان شده درفصل قبل به حديث ديگري نيز كه ابو داود ونساي آنرا روايت نموده اند وابن حبان وحاكم هم انرا صحيح شمرده اند استناد مي كند .اين حديث به دين صورت روايت شده .
(ما من ثلاثة في قرية ولا بدولاتقام فيهم الجماعة الّا استحوذ عليهم الشيطان .فعليك بالجماعة فأنما يأكل الذئب من الغنم القا صية.)هرگاه سه نفر كه درروستاوصحرائي باشندونمازشان به جماعت گذارده نشود. درحقيقت شيطان برآنها چيره گشته است .پس شركت درنماز جماعت برشما ضروري است. كه گرگ بره جداشده ازگله را مي خورد .
(ب)حنبليها هم باتوجه به آيات واحاديث بيان شده بر اين نظر هستند كه نماز جماعت درحق مرداني كه عذرشرعي نداشته باشند فرض عين است .بنا بر اين كسي كه بدون عذر آنرا ترك كند مرتكب گناه كبيره شده است .حنبليها براي توجيه رأي خود ميفرمايند :پيامبر (ص) تاركين نماز جماعت را به سوزاندن تهديد نموده واين قضيه بر فرضيت جماعت دلالت دارد .چون عقوبت سوزاندن تنها بر ترك فرض وارتكاب كبيره مترتب ميشود .
(ج)مالكيه راجع به اين موضوع دورأي دارند ؛عده اي آنرا فرض كفايه دانسته وعده اي هم آنرا سنت عين مؤكده دانسته اند ،بنا براين اگر در شهر يا روستاي چند نفر آنرا به صورت جماعت ادا نمودند ،ديگر فرضيت آ ن بر گردن بقيه ساقط ميشود .اما اگر همه مردم آن را به اتفاق ترك نمايند همه گناه كارند چون يافرض را ترك نموده اند بنابر رأي عده اي ويا سنت مؤكده اي را ترك نموده اند ،وترك سنت به كلي اهانت به سنت است واهانت به سنت هم گناه كبيره ميبا شد
(د)حنفيه جماعت را در نمازهاي پنجگانه سنت عين موكده _يا به عبارت ديگر واجب _دانسته اند بنابر اين تارك آن مرتكب گناه بزرگي شده اما گناهي كمتراز ترك فرض(1) حنفيها براي رأي خود بحديث عبدالله ابن عمر استناد مي نمايند كه انحضرت فرموده است گذاردن نماز به جماعت در برابر گذاردن ان به تنهايي27 مرتبه برتر است وقايل شدن به برتري در بين دو امر دليل بر اين است كه هر دو نيكو هستند اما يكي از ديگري نيكوتر است اما عده اي در پاسخ گفته اند كه پيش از اين ثابت شد كه پيامبر (ص) متخلفين از نماز عشاء وصبح را به صفت نفاق وكفر توصيف نمود و حتي ارزو مي كرد كه چنين افرادي در آتش سوزانده شوند ونيز به ان مرد نابينا هم اجازه نداد كه جماعت را ترك كند .پس چگونه ممكن است در بين اقوال وسنتهاي پيامبر تعارض وجود داشته باشد . بنابر اين پيامبر (ص) حديث مذكور را در حق كساني فرموده است كه عذر داشته اند و باز قايل شدن به برتري بين دو امر در بعضي موارد دال بر فرضيت ووجوب يكي از ان دو امر مي باشد بخصوص اگر قرينه اي وجود داشته باشد . كه راجع به فرضيت اين موضوع قراين بسيارند . بعنوان مثال خداوند در مورد نماز جمعه مي فرمايد:يا ايها الذين آمنوا اذا نودي للصلوة من يوم الجمعة فا سعوا الي ذكر الله وذروا البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون »جمعه 9) اي مؤمنان هنگامي كه براي برگذاري نماز جمعه اذان گفته شد بسوي ذكر وعبدت خدا بشتابيد وداد وستد را رها سازيد . اين براي شما بهتر وسودمند تر است اگر متوجه باشيد . جمله « ذلكم خير لكم » اگر چه برتري بين دو چيز را يعني خريد
وفروش ورفتن براي اقامه نماز جمعه بيان مي كند اما در عين حال بديهي است كه رفتن به نماز جمعه واجب بوده وانجام خريد وفروش در آن موقع حرام است.
(1) مغنی محتاج / ج 1 / ص229- المهذب ج 1- ص 93 المجموع / ج 4/ ص88 – الفقه علی مذاهب الاربعة ج 1 / ص 407
منافع نماز جماعت
الف):نماز جماعت يك تربيت نظامي است كه اساس آنرا نظم و فرمانبر داري تشكيل مي دهد و انسان لزوما نيازمند آموزش عملي وفرمانبرداري وپايه بندي به نظم وتسليم در برابر قانون واحترام بزگان مي باشد كه اين مهم از طريق نماز جماعت تأمین ميشود . تمام حركاتي كه درنماز جماعت انجام ميشود از تكبيرةالاحرام گرفته تا سلام دادن امام همه وهمه ياد آور اين امر خطير مي باشند كه نظم وترتيب در قواي نظامي واطاعت از مقام رهبر ،با نصيحت وانتقادهاي سازنده از جمله اموري هستند كه بايد در صحنه هاي دعوت اسلامي و جهاد في سبيل الله مد نظر قرار گيرند ورعايت شوند .
آيا نظامي كاملتر و زيباتراز صفوف جماعت ديده مي شود به گونه اي كه راست ومستقم ، بدون شكاف ، به هم پيوسته و قدم به قدم پهلو به پهلو شكل گرفته وامامشان هشتار مي دهد؛ خداوند به صف كج نظر نمي كند ، وبه آنها مي آموزد كه راست بودن صفوف لازمه اقامه نماز وتماميت آن است واز قول پيامبر (ص)گوش زد مي كند كه ، شكافها را ببنديد وصفوف را راست كنيد وحالتهاي گوناگون را نداشته باشيد تا خداوند قلبهايتان را دگر گون نسازد كسي كه از اين نظام سرپيچي كند مثل اين است كه از انسانيت سر پيچي كرده باشد ، واين وضعيت را كسي جز سر بازان شيطان به هم نمي زند . كدام آموزشگاه و كدام نظام مي تواند اين تربيت را در روح وجان انسان بوجود آورد وانسان را بر فرمانبرداري و نظم وتسليم پرورش دهد ؟
ب)يكي ديگر از منافع نماز جماعت به نمايش گذاشتن حريت وآذادي است. كدام ازادي از ازادي نماز گذار در مسجد بالاتر است . نماز گذاري كه از بندگي هر كسي جز بندگي خدا ازاد است و تنها براي او ركوع وسجود مي كند وفقط در برابر او تواضع و خشوع نشان مي دهد وانسانها را هر اندازه كه بزرگ باشند بنده اي همانند خود مي بيند و براي هيچ كس سلطه اي بر خود روا نمي دارد « وان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا » مساجد به خدا تعلق دارند پس با خدا هيچ كس ديگر را نخوانيد . اين همان آزادي وجدان انساني وبالاترين و راسخترين آزاديها است . ودر مورد آزادي عقيده وارزيابي وانتقاد همين بس كه هرگاه امام در گفتار يا كردار در ضمن نماز اشتباه كند نماز گذاران كه پشت سر او هستند موظف به اصلاح خطا وراهنمايي او مي باشند واين امر براي پير و جوان ،زن ومرد يكسان است . چه تصوير جالبي از ازادي نمايان است زيرا يكي قرائتش را تصحيح مي كند وديگري سبحان الله مي گويد وآن ديگري بر دستش مي زند تا امام به حق ودرستي باز گردد. همينطور وقتي كه سخنران بر منبر مي رود نمي تواند نظريات خود را ديكتاتورانه بر مردم تحميل نمايد بلكه مردم نيز در مسؤليت اوسهيمند ودر صورت غفلت بايد به او تذكر دهند واگر فراموش كرد به يادش بياورند ودر صورت انحراف هدايتش كنند هر چند كه ناطق خليفه مسلمانان عمر ابن خطاب ومخاطب زني باشد اما این بدان خاطر است که در فرهنگ مسجد و اسلام ديكتاتوريت مردود و آزادي مطلوب ومورد تأييد است
د)نماز جماعت نمادي ازوحدت برادري و الفت ومودت است
درباره نقش جماعت در ايجاد برادري همين قدر كافي است كه مسجد اهالي محله را همه روزه پنج بار گرد هم مي آورد وبدين ترتيب بدنها بهم مي خورند وچهره ها با هم آشنا ودستها در هم فشرده و زبانها با يكديگر زمزمه ودلها با هم انس مي گيرند وافراد همه به وحدت هدف وروش دست مي يابند كدام صف .كدام حالت مي تواند مفهوم حقيقي ومصداق واقعي آيه« انما المؤمنون اخوة» را به نمايش بگذارد:!
كدام وحدت از وحدت نماز گذاران كاملتر است درحالي كه پشت سرامام واحدي مي ايستند وخداي واحدی مي خوانند وكتاب واحدي را قرائت مي كنند وبه سوي قبله واحدي رو مي كنند وكارهاي يكساني از قبيل قيام وقعود ،ركوع وسجود انجام مي دهند . آيا تصويري جالبتر از منظره مسجد پيامبر درمدينه يافت مي شود كه نژاد هاي گوناگون غير عرب همچون صهيب رومي ،سلمان فارسي،وبلال حبشي وهمچنين قبايل مختلف عرب از قبيل انصار قحطاني ومهاجرين عدناني را در دامن خود گرفته است در حالي كه همين قبايل سالهاي متمادي دشمني وكينه توزي ميانشان جداي افكنده بود ! اما نماز جماعت آنها را برادران همديگر نمود كه اوس وخزرج نمونه بارز اين دعوا مي باشد بله مسجد همگي آنها را در آغوش مهربان خود گرفت ودر دامن گسترده خود گردآورده وسر انجام به ياري خدا برادران يكديگر شدند .آنهم چه نوع برادري ؟ به گونه اي كه يكي از آنها گرسنه مي خوابيد تا برادرانش سير شوند و بر خويشتن ترجيح مي دادند هر چند خود احتياج مي داشتند (حشر آيه 9 )
ج)برابري ومساوات:
يكي ديگر از منافع نماز جماعت ايجادقانون برابري ومساوات و نمايش عملي اين قانون است.راستي نمادي واضحتر ونمايان تر از برابري ومساوات موجود در صفوف بهم فشرده جماعت در مسجد يافت مي شود فرمان روا در كنار نگهبان ،غني در پهلوي فقير ،دانشمند در كنار كشاورز و كارگر ارباب سرش جاي پاي مستخدم.خلاصه قانوني در مسجد وجود ندارد كه صف اولي را به طبقه اي وصف دوم را به طبقه اي ديگري اختصاص دهد . بله فقط اين صف آرايي است كه پشت همه تعصبات شخصي وقومي،نژادي وساير نمودهاي ظاهري را مي شكند وريشه همه خود ستائيها واختلافات در زير لواي اين اجتماع خداي از بيخ كنده شده ورمز برتري واقعي را كه همان تقوي است به نمايش مي گذارد.براين اساس نماز جماعت در اسلام علاوه بر ارزش فكري خود به آرمان تحقق وحدت بشريت به عنوان يكي از حقايق زندگي ، اشاره مي كند و آين آرمان تنها با برچيدن همه تبعيضات واختلافات تحقق مي پذيرد .
به همين جهت بسياري از مستشرقين نتوانسته اند از اظهار شگفتي نسبت به نماز اسلامي به ويژه نماز جماعت واثر عميق آن در نهاد آدمي خودداري كنند .
رنان: فيلسوف فرانسوي علي رغم كج فهميهاي كه از اسلام دارد مي گويد:من به هيچ مسجدي از مساجد مسلمانان داخل نمي شوم مگر آنكه احساس خشوع وحسرت از اينكه مسلمان نيستم به من دست مي دهد
تومس آرنولد ميگويد:اين تكاليف عبد منظم الهي از بزگترين علائم امتياز نظام ديني مسلمانان در مقايسه با ديگران مي باشند كه جهان گردان در سرزمينهاي شرقي ملاحظه ومشاهده مي كنند زيرا نحوه برگذاري بسياري از آينهايي كه در سرزمينهاي شرقي مشاهده مي شوند خالي از تأثير معنوي هستند .
ه) نكته ديگري كه از مهمترين منافع نماز جماعت ميباشد ايجاد روحيه جمعي وبا هم بودن وبا هم كار كردن است كه آيه «اياك نعبد واياك نستعين»اين روحيه رادر انسان تقويت نموده ومفهوم با هم بودن را ا لهام ميكند شنيدن صداي اذان ،وبرخاستن مسلمانان از هر سو واجتماع آنها در يك مكان حالتي را در قلب وروح انسان ايجاد مي كند كه صداي شيپور در قلب سربازان يك لشكر بوجود مي آورد مسلمانان با شنيدن صداي حي علي الصلاة و حي علي الفلاح متوجه مي شوند كه فرمانده ومولايشان آنها را بحضور مي خواند لذا مسلمانان از هر جا ودر هر حالت كه باشند به سوي اين ندا مي شتابند واين حالت قبل از هر چيز در روح وروان انسان خصلت اطاعت و فرمانبرداري را بوجود مي آورد وبه آنها ياد ميدهد كه به محض صدور حكم از جانب مولاي خود در يك زمان ودر يكجا وبه يكمنظور گرد هم آيند واگر كار مهمي پيش آمد همصدا وهماهنگ ودسته جمعي آنرا انجام دهند وبر اين حالت استمرار نمايند .
البته لشكري كه اين چنين وضعيتي را داشته باشند ومنظم ومنضبط وهماهنگ باشد هر بيست نفر از آنها در برابر صد نفر سرباز دلير مي تواند ايستادگي كند .
طبق همين اصول است كه برمسلمانان مقرر شده كه هر جا كه صداي اذان را شنيدند همه كارها را رها كرده وروي به نزديكترين مسجد بياورند تا همه مسلمانان جمع گشته وبصورت يك آرتش خداوندي در آيند وچون وظيفه اين لشكر خداي خياي سنگين است وهر لحظه بايد آماده ي پيكار با نيروي شيطان ونفس اماره باشند هرشبانه روز بايد پنج بار براين اجتماع وفرمانبرداري وطاعت تمرين داده شوند . تا ياد بگيرند كه همه بندگان خدا پيرو ان يك رسول و مؤمن به يك كتاب وبراي عبادت يك خدا و اقرار به بندگي او جمع شده اند ويك هدف دارند وآن اينكه همه افراد يك ملت ،سربازان يك لشكر ، برادران همديگر هستند ودر جهان داراي اهداف ومنافع مشترك ودر رفع مصيبتها ومشكلات يارو ياور همديگرند وهمانند جسم و روح يك انسان عمل مي كنند ودر غم وشادي با هم اند
فضايل نماز جماعت
1_اطاعت و فرمانبرداري
در صفحات قبل اشاراتي به منافع نماز جماعت شد واينك بعضي از فضايل وثمرات نماز جماعت را يادآور ميشويم اميد است كه با دقت مورد عنايت قرار گرفته و سبب ايجاد حركت در مسير بندگي خداوند گردد. انشاءالله
برادر مسلمان: همچنان كه بيان شد نماز جماعت يكي از دستورات خدا ورسول او مي باشد . ومطابق قران وسنت پيروي از دستورات خدا ورسول خدا از واجبات است وبدون اطاعت از آنها مسلماني معنا ندارد وهدف از تشريع الهي هم انقياد وفرمانبرداري است واعراض از حكم خدا موجب كفر وضلال است چنان كه خداوند مي فرمايد:فلا وربك لايؤمنون حتي يحكمونك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما»نساء 65) اما نه :به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن بشمار نمي آيند تا تو را در اختلافات و درگيريهاي خود به داوري نطلبند وسپس ملالي در دل خود از داوري تو نداشته وكاملا تسليم«قضاوت تو »باشند .« انما كان قول المؤمنين اذا دعوا الي الله ورسوله ليحكم بينهم ان يقولوا سمعنا و اطعنا و اولئك هم المفلحون » نور 51 مؤمنان وقتي كه بسوي خدا وپيامبرش فرا خوانده شوند تا ميان انان داوري كند .سخنشان تنها اين است كه مي گويند :شنيديم واطاعت كرديم :و رستگاران واقعي ايشانند.
امام مسلم از ابو هريره نقل مي كند : وقتي كه آيه «لله ما في السموات وما في الارض وان تبدوا ما في انفسكم او تخفوه يحاسبكم به الله فيغفر لمن يشاء ويعذب من يشاءوالله علي كل شيء قدير» بقره 284 _ آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است از آن خداوند است و لذا اگر آنچه را كه در دل داريد آشكار سازيد يا پنهان داريد. خداوند طبق آن شما را محاسبه مي كند پس هر كه را بخواهد (وشايستگي داشته باشد )مي بخشد وهر كسي را كه بخواهد (ومستحق باشد) عذاب مكند . وخدا برهر چيزي توانا است. __اصحاب خيلي احساس شدت وسختي مي كردند .لذا حضور پيامبرآمدند و عرض كردند:اي پيامبر (ص) ما به اعمالي كه در طاقت وتواناي ماست مكلف شده ايم .مانند :نماز وجهاد وروزه و صدقه اجابت نموديم ولي اين آيه كه نازل شده در توان ما نيست : پيامبر(ص) فرمود: اتريدون ان تقولوا كما قال اهل الكتاب من قبلكم سمعنا وعصينا :بل قولوا :سمعنا واطعنا غفرانك ربنا واليك المصير. آيا مي خواهيد كه بگوييد_ همانند اهل كتاب پيش از خودتان_ شنيديم و سر پيچي كرديم:! بلكه بگوئيد شنيديم و اطاعت نموديم . پروردگارا آمرزش تورا خواهانيم وباز گشت بسوي توست.
برادر مسلمان:پيامبر اسلام از وقتي كه حكم حكم نماز جماعت نازل شد تا آخر عمرش نماز جماعت را ترك نكرده است وابو درداء مي گويد : هيچ كس از اصحاب پيامبر را نديده ام مگر اينكه نمازش را با جماعت خوانده است پس بي شك حضور در جماعت فضيلتي است و نمادي از ا طاعت خدا ورسولش مي باشد وهمه نيكوييها ونيكبختيها ي دنيا وآخرت در پيروي از خدا ورسول خدا نهفته است پس اي برادر تو هم اطاعت و انقياد خودرا از رسول خدا با حضور در صفهاي جماعت به معرض نمايش بگذار تا با جمع صالحان محشور ومحاسبه شويد «ومن يطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظيما»احزاب / 71 هر كس از خدا و رسول او اطاعت كندبه رستگاري و توفيق بزرگي نايل آمده است « ومن يطع الله والرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين وحسن اولئك رفيقا» نساء /69چون كساني از خدا ورسولش اطاعت كنند پس همراه كساني از پيامبران-صديقين – شهيدان – ونيكو كردارن خواهند بود كه خداوند برايشان نعمتها ارزاني داشته است وبس نيكو رفيقاني هستندوعدم پيروي از سنت وفرمان او موجب كفر مي باشد. چه بسيارند آياتي كه ايمان را _از كسي كه از دستورات او سرپيچي كند_نفي مي كنند. (1)پيامبر اسلام مي فرمايد:كل امتي يدخلون الجنة الا من ابي . قيل ومن ابي يا رسول الله ؟ قال: من اطاعني دخل الجنة ومن عصاني فقد ابي.) همه امت من داخل بهشت مي شوند مگر كساني كه امتناع ورزند ؛ يكي عرض كرد: چه كسي امتناع مي ورزد اي پيامبر،: فرمود: كسي كه از من اطاعت كند وارد بهشت مي شود وكسي كه از ( دستور من سرپيچي نموده امتناع كرده .! امام مسلم از ابي اياس (مسلم بن اكوع ‹رض›)روايت مي كند كه مردي نزد رسول خدا با دست چپش غذا مي خورد. پيامبر فرمود:كل بيمينك .با دست راستت بخور . آن مرد متكبرانه گفت:نه خير نمي توانم با دست راستم بخورم!پيامبر ديد كه آن مرد از دستور او سرپيچي نموده اند از او دعاي شر نمود و فركود:لا استطعت.
(1) مراجعه شود به 65 نساء و63نور
خدا كند كه نتواني!! حالا در مورد نماز جماعت كه خود آن حضرت برآن حريص بوده ودستو خدا ورسول هم در مورد آن بسيارند .اگر كسي نسبت به آن سهل انگار باشد وبه آن توجه نداشته باشد چه دعائي در حق او روا است ؟راستي اگر خوردن با دست چپ موجب چنين عقوبتي باشد ترک جماعت بايد موجب چه نوع عقوبتي باشد!!
(2)احياء سنت پيامبر وحفظ ونگهداري آن
مسلم است كه اوامر ونواهي خداوند كه در قران بيان شده تنها بيان قولي آن كافي نيست بلكه توأم با بيان تئوري آن نياز به الگوي عملي و تنفيذ آن هم هست . لذا همانگونه كه خداوندقران رابه عنوان وحي لفظي راجع به احكام شرعي وآداب و اخلاق وسايرمسايل فرستاده پيامبر راهم جهت عملي كردن دستورات خداوند به عنوان روشنگر وحي لفظي واسوه حسنه فرستاده است « وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي» نجم 4 /3) واز روي هوي و هوس سخن نمي گويد آن(چيزي كه با خود آورده است وبا شما در ميان نهاده است)جز وحي و پيامي نيست كه(از سوي خدا بدو)وحي وپيام مي گردد. « لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله واليوم الاخر وذكر الله كثيراً » احزاب /21) سرمشق والگوي زيباي در (شيوه پندار و گفتار وكردار ) پيامبر خدا براي شما است براي كساني كه اميد به خدا داشته وجوياي قيامت باشند وخداي را بسيار ياد كنند. پس « وما آتا كم الرسول فخذوه وما نهيكم عنه فا نتهوا واتقوا الله ان الله شديد العقاب » حشر / 7) چيز هاي كه پيامبر براي شما (از احكام الهي )آورده است اجرا كنيد واز چيزهاي كه شما را از آن باز داشته است دست بكشيد . از خدا بترسيد كه خدا عقوبت سختي دارد .به همين جهت احياي سنت نبوي وحفظ ونگهداري آن يك امر ضروري و واجب است چنانكه پيامبر خود مي فرمايد «الا اني اوتيت هذا الكتاب ومثله معه » يعني با اين وحي ظاهر ومتلو كه قران است وحي باطني وغير متلو همانندش را(كه سنت رسول است )نيز آورده ام .
بنابر اين اگر نماز وحي خدا ودستور اوست و واجب الاطاعه است گذاردن آن هم به جماعت گونه ديگري از وحي الهي است و واجب الاطاعه است چون پيامبربرآن محافظت داشته وبه آن هم دستور داده است. ابو درداء و ترمذي از ابي نجيح العرباض بن ساريه (رض)روايت مي كنند كه ابي نجيح گفت : پيامبر (ص)موعظه بليغ و تندي رافرمود كه دلها را به لرزه در ميآورد وچشمها را خيره مي كرد ، گفتيم: اي رسول خدا مثل اينكه موعظه خدا حافظي را ارائه فرموديد!مرا وصيت كن .فرمود:‹اوصيكم بتقوي الله والسمع والطاعة وإن تأمر عليكم عبد حبشي وانه من يعش منكم فسيري اختلافاً كثيرا فعليكم بسنتي وسنت خلفاء الراشدين المهديين عضوا عليها بالنواجذ واياكم ومحدثات الامورفإن كل بدعةضلالة ‹ شما را به تقواي خدا وگوش دادن وفرمانبردار بودن توصيه مي كنم ولواينكه يك نفر حبد حبشي برشمافرمانروايي كند .و(بدانيد)كه هر كس از شما بماند در آينده اختلافات زيادي راخواهد ديدپس مواظب سنت من وروش خلفاي راشد و هدايت يافته باشيد وسخت به آن بچسپيد واز بدعت گذاري دوري كنيدچون هر بدعتي گمراهي است . لذا بسيار ضروري است كه مسلمانان در راستاي احياي اين سنت گرانبهاي پيامبر وخلفاي راشده جدي وكوشا باشند تا خداي ناكرده در معرض طوفان اختلافات قرار نگيرند ودچار گمراهي نگردند .
3)نماز جماعت موجب كسب پاداشها ونيكوهاي بسياري مي شود كه گذرانده آن در خانه از آن بي بهره است
حضرت ابو هريره ‹رض› روايت مي كند كه رسول خدا‹ص› فرمود:« صلاة الرجل في الجماعة تضعف علي صلاته في بيته وفي سوقه خمسا وعشرين ضعفا .وذلك انه اذا توضأ فأحسن الوضوء ثم خرج الي المسجد لا يخرجه الا الصلاة ،لم يخط خطوة الا رفعت له بها درجة وحط عنه بها خطيئة فاذا صلي لم تزل الملائكة تصلي عليه مادام في مصلاه . اللهم صل عليه اللهم ارحمه ولا يزال احدكم في صلاة ما انتظر الصلاة .رواه البخاري ومسلم . » نماز گذاردن به جماعت 25 برابر با ارزشتر از به تنهايي گذاردن آن در خانه يا محل كسب است اين بدان جهت است كه هرگاه مسلماني به خوبي وضوء بگيرد ، آنگاه بسوي مسجد رهسپار شوددر حالي كه فقط براي كسب خشنودي خداوند براي نماز خارج شده باشد ، هر قدمي كه بر مي دارد ، به همان ميزان بر درجات اعمال نيك او افزوده مي شود وبه همان اندازه از خطاهايش كاسته مي شود ،واز زماني كه به نماز مي ايستد .تا هنگامي كه در مسجد است فرشتگان پيوسته بر او رحمت مي فرستند واز بارگاه الهي مي خواهند كه : بار خدايا بر او رحمت فرست ودرود عنايت كن .انتظار نماز جماعت نيز در حكم اقامه آن است .
آن حضرت ‹ص› هنگامي كه بني سلمه مي خواستند به مسجد نزديك شوند فرمود: دياركم تكتب آثاركم :زمين زير پاهايتن .قدمهاي را كه جهت آمدن به مسجد بر مي داريد به عنوان نيكوي مي نويسد.
ونيز در بيان فضيلت صف اول جماعت وخواندن اذان مي فرمايد : لو يعلم الناس ما في النداء والصف الول ثم لم يجدوا الا ان يستهموا عليه ، لا ستهموا ..بخاري ومسلم› اگر مردمان مي دانستند كه اذان وصف اول چه فضيلت ونيكوييهاي با خود دارد ، براي رسيدن به آن جز قرعه كشيدن راهي نمي ماند وقرعه انداخته مي شد. وچون انسان در وقت نمازهاي صبح وعشاء بيشتر دچار سستي وتكاهل وتنبلي مي شود لذا پيامبر ‹ص› ترغيبات ويژه اي براي آن دو نمازفرمود : چنانكه حضرت عثمان ‹رض›از آن حضرت ‹ص›نقل مي كند « من صلي العشاء في جماعة فكأنما قام نصف الليل ومن صلي الصبح في جماعة فكأنما صلي الليل كله » مسلم )كسي كه نماز عشاء را به جماعت ادا نمايد چون كسي است كه نصف شب را براي عبادت بيدار بوده است وچون نماز صبح را به جماعت گذارد چنان است كه تمام شب را بيدار بوده است در حديث ديگري ادا كنندگان نماز صبح را به پاداشي معادل دنيا وآنچه در آن است نويد مي دهد « ركعتا الفجر خير من الدنا و ما فيها »مسلم ) دو ركعت نماز فجر از دنيا وهر آنچه در آن است بهتر است .
انس روايت مي كند كه پيامبر فرمود:« من صلي الغداة في جماعة ثم قعد يذكر الله حتي تطلع الشمس ثم صلي ركعتين كانت له كأجر حجة وعمرة» رواه الترمذي ) اگر كسي نماز صبح را به جماعت بگذارد سپس تا طلوع آفتاب به ذكر خداوند مشغول شود آنگاه دو ركعت نماز چاشتگاه به جا آورد . پاداشي معادل حج وعمره براي او خواهد بود پيامبر در ادامه اين فرموده سه بار فرمود( تامة، تامة، تامة ) پاداشي كامل، كامل، كامل، به او داده مي شود . ونيز مي فرمايد هر كس نماز صبح را به جماعت ادا كند در ذمه خدا مي باشد (1)
حجاج بن يوسف سالم بن عبدالله را دستور داد به كشتن مردي ! سالم به آن مرد گفت: آيا امروز نماز صبح را به جماعت خوانده اي؟گفت : بله . سالم گفت: پس برو آزاد باش ! حجاج گفت: مگر من تو را دستور ندادم به كشتن آن مرد، چرا او را رها كردي؟ سالم گفت : پدرم برايم روايت كرد كه پيامبر ‹ص› فرموده: هر كس نماز صبح را با جماعت ادا نمايد در ذمه خداست !! چه كسي جرأت مي كند كسي را بكشد كه در ذمه خداست ؟! ونيز در مورد نماز عشاء به نور كامل در بهشت بشارت مي دهد آ نجا كه مي فرمايد: بشر المشائين في الظلم الي المساجد بالنور التام يوم القيامة –ابو داود و ترمذي ) آنان را كه در تاريكيهاي شب قدم در راه مساجد مي نهند به نور تمام وكامل در قيامت نويد دهيد . اي برادر مسلمان ! ملاحظه مي فرماييد كه نماز جماعت داراي چه بركت و فضيلتهاي است! راستي اگر كسي به شما پيشنهاد معامله اي دهد كه سودهاي فراواني را نصيب تو كند وباعث رشد اقتصادي ورفاه حال تو در اين دنيا گردد . نسبت به ان چقدر كوشا وجدي مي باشيد ؟ وچگونه اقدام مي كني ؟ راستي شبها خوابت خواهد برد؟ هر لحظه به فكر آن نيستي كه نكند اين سودهاي كلان رااز دست بدهيد!اي برادر مسلمان . بدان كه امروز دنيا براي شما ميدان داد وستد ومعامله با خداست . وفردا روز رسيدن به سود معامله ات مي باشد. به فكر سود قيامت باش ! سود زياد نياز مند سرمايه گذاري كلان است ! بهشت خدا ، ثواب حج وعمره، نور وروشنايي قامت و....به همين سادگي وآساني بدست نمي آيد دنيا ولذاتش هم آنقدر ارزش ندارند كه بهشت ونعمتهاي آنرا فداي دنيا كنيد
الا ان سلعة الله الغاليه
آگاه باش كه کالاي خدا بس گران است
يا سلعة الرحمن لست رخيصة بل انت غاليه عن الكسالي
اي بخشايش گرانقدر هرگز ارزان به كف نيايي بلكه بر تن پروران بسي گران هستي
(1)من صلي الصبح في جماعة فهو في ذمة الله فمن اخفر ذمة الله كبه الله في النار لوجهه – طبراني وابن ماجه
4) نماز جماعت رشته پيوستگي و ارتباط مسلمانان را استحكام مي بخشد .
بي گمان به هم پيوستن دلها و يكي شدن احساسات و عواطف و داشتن راه و هدف واحد ، يكي از مهمترين و آشكارترين نشانه هاي تعليمات اسلامي و لازم ترين خصلت و خوي مسلمانان است . و بدون شك صفوف به هم پيوسته و متحد و اتفاق كلم . استوارترين پايه و اركان بقاي امت اسلامي و ضامن پيروزي دولت اسلامي مي باشند .
به همين جهت خداوند در قرآن مجيد مردمان را به اتحاد و همبستگي دعوت مي نمايد و در ده ها آيه قرآن بر اين موضوع تآكيد كرده . چنانچه در سوره آل عمران آيه 103 و 105 مي فرمايد ( و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم علي شفاحفره من النار فانقذكم منها كذالك بين الله لكم آياته لعلكم تهتدون ... و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوامن بعد ماجاءهم البنيات و اولئك لهم عذاب عظيم .) يعني : و همگي به رشته ( ناكستني قرآن ) خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدارا برخود به ياد آوريد كه بدانگاه كه دشمناني بوديد و خدا ميان دلهايتان پيوند داد . پس ( در پرتو نعمت او براي هم )برادراني شديد . و ( همچنين شما با بت پرستي و شركي كه داشتيد ) بر لبه گودالي از آتش (دوزخ ) بوديد ولي شما را از آن رهانيد خداوند اين چنين برايتان آيات خود را آشكار ميسازد ، شايد كه هدايت شويد … و مانند كساني نشويد كه پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند ( آنهم ) پس از آنكه نشانه هاي روشن ( پروردگارشان ) به آنان رسيد . و ايشان را عذاب بزرگي است .( شرع لکم من الدين ماوصي به نوحاً ، والذي اوحنيا اليك ، و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ، أن اقيموا الدين ولا تتفرقوافيه … شوري – 13) خداوند آييني را براي شما ( مؤمنان ) بيان داشته و روشن غوده است كه آنرا به نوح توصيه كرده است و ما آنرا به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش غوده ايم ( كه اصول ) دين را پابرجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد …… و نيز در ده ها آيه ی قرآن ، خداوند مومنان را از اختلاف و چند دستگي برحذر مي دارد ( ان الذين فرقوا دينهم و كانو شیعاً لست منهم في شيئ ، انما امرهم الي الله ثم ينبئهم بما كانو يفعلون) انعام 159 - بي گمان كساني كه آئين خود را پراكنده مي دارند و دسته دسته و گروه گروه مي شوند .( هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي كنند ) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و سرو كارشان با خدا است و خدايشان را از آنچه مي كنند با خبر مي سازد . به همين جهت هرگاه يك عمل واحد با شكل و صورت واحد . با جماعت و باديگران انجام گيرد اجر و پاداشش خيلي تفاوت دارد با حالتي كه همان عمل به صورت انفرادي انجام شود به عنوان مثال : نمازهاي پنج گانه وقتي كه به صورت جمعي و با جماعت ادا شوند ثوابشان 27 برابر بيشتر از اداي آنها به صورت انفرادي است . و اين مهم را از خود آيه هاي نماز ( سوره الفاتحة ) هم مي توان دريافت . كه خداوند به انسان ياد مي دهد اگر به مناجات و بندگي خدا مي پردازد . هميشه به ياد داشته باشد كه او فردي از جمع و گوشه اي از مجموع است لذا اگر به تنهايي هم نماز گذارد باز بايد آنرا به صورت جمعي تلفظ نمايد و به جاي اياك اعبد . و اياك استعين . ( يعني تنها تو را مي پرستم و تنها از تو ياري مي طلبم . )
بايد بگويد اياك نعبدو و اياك نستعين : يعني تنها تو را مي پرستیم و تنها از تو ياري مي طلبیم و اگر خير و هدايت را مي طلبد بايد به ياد داشته باشد كه برادرانش را در آن شريك نمايد . و بگويد اهدنا الصراط المستقيم . يعني مارا به راه راست راهنمايي فرما .
از جهت ديگر لازم به يادآوري است كه قرآن فرد را به تنهايي مورد خطاب قرار نداده بلكه كل جامعه اسلامي را مورد تأديب وارشاد و راهنمايي قرار مي دهند .
(يا ايها الذين امنوا اركعوا و اسجدوا واعبدواربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون وجاهدوا في الله حق جهاده حج /77 – 78) اي كساني كه ايمان آورده ايد ( براي آفريدگار خويش ) ركوع و سجده كنيد و پروردگار خود را پرستش نمائيد و كارهاي نيك انجام دهيد تا اينكه رستگار شويد ... و در راه خدا جهاد و تلاش كنيد آن گونه كه شايسته جهاد و بايسته تلاش در راه اوست .
(يا ايها الرسل كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا اني بما تعملون عليم – مؤمنون – 51) اي پيامبران از غذاهاي حلال بخوريد و كارهاي شايسته بكنيد بي گمان من از آنچه انجام مي دهيد بس آگاهم .
همه ی اين آيات و توجيهات تشويقهايي هستند كه انسان به جماعت و گروه ، بپيوندد و از عزلت و تنهايي ( كه كمينگاه شيطان است . ) دوري گزيند . چون (الشيطان یهم بالواحد والا ثنين فاذا كانوا تلاثة لم يهم بهم – امام مالك از سعيدبن المسيب ) يعني شیطان يك نفر و دو نفر را قصد مي كند تا فریبشان دهد و چون سه نفر شدند ديگر ازفریب آنان نوميد مي شود وقصد آنان نمي كند . بي گمان اگر برنامه حق مردم را گرد هم نياورد . باطل ، آنانرا پراكنده مي كند و اگر عبادت خداوند صفوف مردم را متحد نسازد پیروی از شيطان صفوف بهم پيوسته آنانرا از هم می گسلد و اگر نعمت آخرت به هم متمايلشان ننمايد ، متاع دنيا به خصومتشان مي كشاند . لذا اتحاد و هم بستگي در كارهاي مردم نه تنها قوت و نيرو است . بلكه قانوني است از قوانين جهان هستي . يك تار مو ضعيف وسست است و چون به تارهاي ديگر بپيوندد محكم مي شود و رسيماني مي گردد كه اشياء خيلي سنگين را بدان مي كشند . حكيمي به هنگام مرگ درس وحدت و هم بستگي را به فرزندانش ياد مي داد . يك بسته شاخه هاي نازك به هم پيوسته را بدانان داد كه همگي از شكستن آنها عاجز و ناتوان ماندند و چون بند آنها را گسست خود به تنهايي يكي يكي آنها را شكاند .
شاعر مي گويد .
تأبي الرماح اذا اجتمعن تكسراً واذا افترقن تكسرت آحاداً
نيزه ها و تيرها چون به هم پيوسته باشند شكسته نمي شوند و چون از هم جدا شدند يكي يكي شكسته مي شوند . بيگان اختلاف و تفرقه ملتهاي قوي را ضعيف وسست مي گرداند و ملتهاي ضعيف را محو ونابود مي سازد . لذا خداوند نخستين پندي كه بعد از پيروزي مسلمانان در جنگ بدر به آنان داد اين بود كه صفوف خود را به هم پيوسته كنند با هم اتحاد داشته باشند كه اين تنها راه پيروزي و استوارترين قوتي است كه دشمنان از آن بيم دارند . چنانكه خداوند در سوره انقال آيه 46 مي فرمايد (واطيعوالله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلو اوتذهب ریحكم )و از خدا و پيامبرش اطاعت نمائيد و در ميان خود اختلاف و كشمكس مكنيد كه درمانده و ناتوان مي شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي رود اما چون در پكيار احد مسلمانان اختلاف نمودند و از هم جدا شدند و از امر خدا و رسولش سرپيچي نمودند لطمه ي بسيار بزرگي را متحمل شدند كه هفتاد نفر از دلاوران و قهرمانان خويش را از دست دادند ، اين شكست در حالي بود كه مسلمانان به خدا ايمان داشتند و مي بايست پيروز باشند . اما چون اختلاف نمودند وقتي كه به مدينه برگشتند از دو رويداد تلخ رنج مي بردند يكي شكست در جنگ ، دوم : شاد شدن دشمن .
به حقيقت اسلام بر حفظ سلامتي و كيان و هستي امت خويش حريص است لذا با قوت و شدت آتش اختلاف و زمينه آنرا خاموش مي نمايد و از هر تاكيتك و از هر وسيله ی مشروع جهت ايجاد وحدت و همياري و همبستگي استفاده مي كند و از هر چيزي كه منجر به تفرقه گردد مسلمانان رابر حذر مي دارد(و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا ). گويند يكي از شيوخ راگفتند . نمازگذاران را در مسجد درياببيد كه نزديك است با هم ديگربجنگند .گفت : بر سر چه چيزي؟ گفتند : برخي مي خواهند نماز تراويح را هشت ركعت و برخي ديگر آنرا بيست ركعت بخوانند گفت : در مسجد بسته شود و تراويحي خوانده نشود زيرا تراويح سنت است ولي اتحاد و با هم بودن مسلمانان واجب و فرض است . سنتي كه موجب تخريب فريضه اي شود نبايد بر پاي داشته شود .
پيامبر اسلام مي فرمايد : یدالله مع الجماعة ومن شذ ،شذ في النار) يعني دست خدا با جماعت است و هر كس از جمع جدا شد مسيرش آتش دوزخ است و باز مي فرمايد : من خرج عن الطاعة و فارق الجماعة فمات ، مات ميتة جاهليّة – بخاري) هر كس از اطاعت ولي امر بيرون آمد و از توده مردم و جماعت كناره بگيرد و در آن حال بميرد مثل مردمان جاهلي مرده و هلاك شده است لذا بر هر مسلماني لازم و ضروري است كه در صفهاي نماز جماعت حضور پرشور داشته باشند و هر بار درسي از وحدت و همدلي را بياموزد و اين را بايد ياد بگيرد كه تا زماني كه با مسلمانان است نيرومند است و هر گاه از آنها جدا شد ضعيف وسست است .
( 1 ) به اختصار و تغير در سبك آن از كتاب اخلاق اسلامي محمد غزالي مصري 286 تا 317
5) نماز جماعت شيطان را مأيوس و ناخشنود مي سازد .
يكي از مهمترين مشكلاتي كه در مسير عبوديت قرار دارد ، و بلاي است كه از هم بلاها خطرش بيشتر است و موجب همه انحرافات و كج رويها مي شود ، همانا شيطان و نيرنگهاي او مي باشد . و انسان تواناي مقابله با همه ی مشكلات را دارد به اين شرط كه در مقابل شيطان دچار ضعف نشده باشد ، زيرا شيطان بزرگترين دشمن است كه پيوسته در حال وسوسه انگيزي و اغوا ، و انحراف انسان است و در اين راه هيچ وقت خستگي را نمي شناسد .
همچنانكه خداوند در قرآن اين موضوع را كرارا به ما تذكر داده است « قال فبعزتك لأغوينهم اجمعين . الا عبادك منهم المخلصين »سوره ص – 82 – 81
گفت به عزت و عظمتت سوگند كه « در پرتو عمرجاويدان و تلاش بي امان » همه آنان را گمراه خواهم كرد جز بندگان مخلص تو از ايشان را « كه بر آنان سلطه و قدرتي نداشته و وسوسه ام در آنان نمي گيرد » لذا بسيار ضروري است كه مسلمان از نقشه و تاكتيكهاي شيطان آگاه باشد و از آنها بپرهيزد . تا در دام وعده هاي توخالي و وسوسه هاي دروغين و تطميعهاي حيله گرانه اش نه افتاد .
« إن الشيطان لکم عدوّ فاتخذوه عدواً إنما يدعوا حزبه ليكونوا من اصحاب السعير – فاطر – 6) بيگان اهريمن دشمن شما است . پس شما هم او را دشمن بدانيد « وازمكروكيد او يك لحظه غافل نمانید و از وسوسه هاي او پيروي نكنيد » و او پيروان خود را فرا مي خواند تا از ساكنان آتش سوزان جهنم شوند يكي از نيرنگهاي بسيار مهم شيطان اين است كه با وسوسه هايش عبادت را از نظر انسان سنگين وتاقت فرسا جلوه مي دهد و راحتي و تنبلي را محبوب او قرار مي دهد . و از اين كانال وارد مي شود و انسان را در دام خود مي اندازد . و بذر غفلت و بي اعتناي نسبت به وظيفه بندگی را در دل انسان مي پاشد و كم كم لذت عبادت را از مذاق وروح مؤمن سلب مي نمايد . اي برادر مسلمان هوشيار باش شيطان در ايجاد وسوسه ها و شك درست كردن براي انسان ، ما هر و حاذق ترين استاد است . چنانچه پيامبر ( ص ) مي فرمايد : شيطان از راههاي مختلف براي انسان کمين كرده است . گاهي از راه اسلام وارد مي شود و مي گويد : مسلمان مي شوي و دين پدرانت را رها مي كني و گاهي از راه هجرت . در مقابلت مي ايستد : تو آسمان و زمين را ترك مي كني ؟ و گاهي از راه جهاد مي آيد و تو را وسوسه مي كند كه جهاد موجب تلف شدن و از بين رفتن مي شود ،كشته مي شوي . زنت را تصاحب مي كنند . اموالت را ميان خود تقسيم مي كنند . چه بسا هزاران بار در راه مسجد هم كمين كرده و به من وتوي مسلمانان مي گويد – توكه شام نخورده اي : تو مهمان داري توبه خواب نيازمندي : راه مسجد دورودراز است : توبه اين خستگي چه لزومي دارد اين همه راه را بروي : بار ديگر مي گويد شب است و راه تاريك است صدها مشكل وپستی و بلندي دارد . مي افتي ،– دست و پايت شكسته مي شوند ، و كثيف مي شوی و خلاصه هزار و هزار وسوسه ی ديگر كه فقط به فكر شيطان مي رسند .
لذا خداوند متعال بارها در قرآن به ما هشدار مي دهد كه از شيطان وسوسه هايش به خدا پناه ببريم چنانكه مي فرمايد( و امّا ینزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه هوالسميع العليم أن الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون – اعراف 201 – 200) اگر وسوسه اي از شيطان بهتو رسید به خدا پناه ببر ، او شنو اي دانا است . پرهيزكاران هنگامي كه گرفتار وسوسه اي ا زشيطان مي شوند به ياد عداوت و نيرنگهاي شيطان و عقاب و ثواب يزدان مي افتند و در پرتو او بينا مي گردند و آگاه مي شوند مردي از حسن بصري(رح)سؤال نمود : آيا شيطان مي خوابد ؟ ايشان در جواب فرمودند اگرمي خوابيد ، ما لحظه اي آرامش مي يافتيم و استراحت مي نموديم .
لذا اي برادر مسلمان : بدان كه تنها وقتي مي تواني در پيمودن مسير بندگي موفق باشيد و قادر به ادامه آن باشيد كه فريب نيرنگها و وسوسه هاي او نشويد و در هر كاري كه شيطان بدان ناخشنود است جدي و كوشا باشيم كه يقيناً يكي از آن عملهايي كه به واسطه آن دماغ شيطان به خاك ماليده مي شود و مأيوس و رنج به هدر مي شود . همانا حضور در مسجد و حلقه هاي ذكر و دوعا مي باشد . چنانكه پيامبر ( ص ) مي فرمايد . اذا ذكر الانسان الله خنس شيطانه و اذا غفل وسوسه . هرگاه انسان خداي خويش را ياد كرد . شيطانش واپس مي رود ، و هر گاه غفلت نمود شيطان شروع به وسوسه مي كند .
و در حديث ديگري مي فرمايد : هر سه نفري كه در روستايا صحرا باشند و نمازها يشان را با جماعت نخوانند . شيطان بر آنها چيره گشته ، پس در نماز جماعت شركت كنيد كه گرگ بره ی جدا شده از گله را مي خورد .
6 ) خواندن آن در سر وقت
ابن مسعود « رض » از پيامبر اسلام پرسيد : چه كاري نزد خداوند از همه كارها دوست داشتنی تر است ؟ پيامبر « ص » فرمود: الصلاةعلي وقتها) گزاردن نماز در سر وقتش . چنانكه گذرادن نماز در سروقت محبوبترين امور در نزد پروردگار است . به تأخير انداختن آن نيز از محبوبيت آن نزد پروردگار مي كاهد چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد . فويل للمصلين . الذين هم عن صلاتهم ساهون) واي برنماز گزاران آنان كه از نمازهايشان غفلت مي ورزند . در تفسير اين آيه عالماني چون مسروق ،نخعی ابوالعاليه گفته اند : آنان كساني هستند كه بدون عذروقت نماز را به تأخير مي اندازند . بي شك ادا نمودن نماز با جماعت از مهم ترين عواملي است كه به انسان توفيق خواندن آن به موقع و سروقت مي دهد و انسان را مشمول ثواب اين عمل محبوب نزد خداوند را مي كند .
7)براءت از نفاق و منافقان
يكي ديگر از نمرات و فضايل نماز جماعت : برائت از نفاق است . مسئله نفاق موضوعي است بسيار خطرناك كه خداوند نسبت به آن و عید و تهديدهايي را بيان داشته كه حتي براي كافران هم چنين و عید و تهديدهايي را بيان نداشته . و هنگامي كه خداوند آنها را معرفي مي كند ، يكي از اوصاف آنها سستي در عبادات و به خصوص نماز ، بيان مي دارد . و اذا قاموا الي الصلاة قاموا كسالي ) منافقان هنگامي كه براي نماز بر مي خيزند ، سست و بي حال به نماز مي ايستند و پيامبر « ص » در احاديث متعددي بيان مي دارد كه مسلمان ممكن است صفت یا صفاتي از اوصاف منافقان را داشته باشد . كه تا آنرا ترك نكند قسمتي از شخصيتش را نفاق تشكيل مي دهد به عنوان مثال عدم حضور در مسجد بدون عذر يكي از اوصاف منافقان است .
لذا پيامبر ( ص ) مي فرمايد (اثقل صلاة علي المنافقين ، صلاة الفجر وصلاة العشاء و لو یعلمون ما فیهما لأتوهما و لو حبواً) متفق علیه . یعنی دشوارترین نماز بر منافقان نماز صبح و عشاء است و اگر مي دانستند كه چه خير و بركتهايي در آنها است براي ( اداء آنها ) مي آمدند حتي اگر با خزيدن بر روي دست و شكمهايشان مي بود – يعني اگر برروي پاهم نمي توانستند حضور يابند . روي دست و شكم مي آمدند و از خير و بركت آن چشم پوش نمي كردند .
رفتن به نماز جماعت علاوه بر خير و بركتهايي كه دارد . موجب براءت ازمنافقان هم مي شود . عبدالله ابن عمر مي فرمايد : اگر كسي را در نماز جماعت صبح و عشاء نمي ديديم نسبت به او بدگمان مي شديم . چون ممكن نيست كه مسلمان از خير و بركت آن چشم پوشي كند وباز عبد اله ابن مسعود مي فرمايد : در ميان ما جز منافقي كه نفاقش آشكار بود ، از نماز جماعت تخلف نمي ورزيد . اين حكايت كسي است كه از حضور در نماز جماعت صبح و عشاء تخلف مي كند . راستي حال كسي كه راه مسجد بلد نيست و هيچ وقت در مسجد را باز نمي كند . چگونه است ؟
8)گواهي ملائكه ( فرشتگان ) براي ادا كنندگان نماز به جماعت
پيامبر اسلام مي فرمايد : يتعاقبون فيكم ملائكه بالليل ، و ملائكه بالنهار ، و يجتمعون في صلاة الصبح و صلاة العصر ثم يعرج الذين باتوا فيكم فيسألهم الله – و هو اعلم بهم – كيف تركتم عبادي ؟ فيقولون تركناهم و هم يصلون و آتیناهم و هم یصلون ) متفق علیه . دو فرشته شما را دنبال مي كنند يكي در شب دیگری در روز و در نماز صبح و عصر گرد هم مي آيند ، و سپس آنانيكه در شب ميان شما بوداند بالا مي روند (به سوي خداوند )خداوند از آنها سوال مي كند – در حالي كه خود بهتر مي داند - )چگونه « در چه حالي » بندگانم را ترك نموديد ؟ پس مي گويند آنها را ترك كرديم در حالي كه نماز مي خواندند همانگونه كه در حال نماز به سوي آنها رفتيم .
اي برادر مسلمان : راستي چه شهادتي بزرگتر از اين شهادت است : مگر تو دوست نداريد كه بر حسناتت گواهي داشته باشي : چه كساني عادل تر از ملائكه مي يابيد براي اين شهادت :
9) مژده ی نور كامل در قيامت از آن نماز گزاران به جماعت است .
پيامبر اسلام مي فرمايد : بشروا لمشائين في الظلم الي المساجد بالنور التام يوم القيامة : رواه ابوداود و الترمزي )آنانرا كه در تاريكيهاي شب قدم در راه مسجد مي نهند . به نور تمام وكامل در قيامت نويد دهيد . راستي چه نويدي از اين بزرگتر و چه بهره اي از اين بهتر ، نويد نور خداي ،نوري كه خاموشي ندارد (الله نور السماوات و الارض – نوري كه همه ی تاريكيها را مي زدايد . تاريكيهاي زندگي : تاريكيهاي قيامت : واي به حال كسي كه از نور خداي محروم شود ... و من لم يجعل الله له نوراً فماله من نور- نور 40)و كسي كه خدا نوري بهره او نکرده نباشد . او نوري ندارد .
اي برادر ديني چه بسا روشنايي صدها نور فريبنده تو را در غفلت فروبرده باشند . مشغول شدن به دنيا و لذاتش ، مجالسي كه در پرتو آن صداي قهقهه به آسمان مي رسد ، زن و فرزند و ... همه و همه مي توانند نور باشند اما آيا قابل مقايسه است با نور خدا اينها نورهايي هستند كه خود بر افروخته ايد و هر گاه خدا بخواهد . آنها را خاموش و نابود مي كند . ذهب الله بنور هم و نرکهم في ظلمات لا يبصرون .
بشتاب به سوي نور خدا اگر مي خواهيد نور داشته باشيد با منابع واقعي نور ( خدا و سنت رسول الله ) متصل بشويد كه پل ارتباطي اين اتصال همانا نماز جماعت است.
10)نويد سايه رحمت خداوند در صحراي محشر .
كسي كه دلش آويخته به مسجد است و در عبادت خداوند ذكر و دعا و مناجات و حضور در نماز جمعه و جماعت پرورش مي يابد مشمول نويد پيامبر اسلام است كه در حديثي هفت گروه را به سايه رحمت خدا در صحراي محشر مژده مي دهد كه يكي از آن هفت گروه مردي است كه دلش آويخته به مسجد است ... رجل قلبه معلق بالمساجد ... و خداوند متعال هم در تعريف آنان و كساني كه خواهان نور خدا هستند مي فرمايد: في بيوت اذن الله ان ترفع و یذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغد و والاصال رجال لا تلهيم تجارة ولابيع عن ذكر الله و اقام الصلاة و ايتاء الذكوة يخافون يوماً تتقلب فيه القلوب و الا بصار – نور 37 – 36 در خانه هايي كه خداوند اجازه داده است بر افراشته شوند و در آنها نام خدا برده شود در آنها سحرگاهان و شامگاهان به نقديس و تنزیه يزدان مي پردازند – مرداني كه بازرگاني و معامله ي آنان را از یاد خدا و خواندن نماز و دادن زكات غافل نمي سازد . از روزي مي ترسند كه دلها و چشم ها در آن دگر گون و پریشان مي گردد .
علاقه به مسجد و رفت و آمد آن دليل برايمان كامل و دوستي خدا و رسولش مي باشد چون مسجد محل خدا پرستي و عبادت مخلصانه است و اگر انسان بخواهد جسم و روحش از آلودگيها پاك و پاكيزه گردد تنها مسجد است كه از عهده آن بر مي آيد . فيه رجال يحبون أن يتطهروا والله يحب المطهرين. توبه /108
در آنجا كساني هستند كه مي خواهند خود را پاكيزه دارند و خداوند هم پاكيزه گان را دوست دارد .
عواملي كه پايبندي بر نماز جماعت كمك مي كنند .
1) راستين بودن با خداوند
كه در رغبتش در پايبندي به نماز جماعت و يا هر عمل خيري راستين باشد .خداوند او را ياري مي دهد . چنانكه خداوند در حديث قدسي مي فرمايد (انا عند ظن عبدي بي..... )بخاري و مسلم حكايت من بابنده ام چنان است كه او در مورد من گمان مي برد ودر حديث ديگري پيامبر ( ص ) مي فرمايد : من سأل الشهادة بصدق بلغه الله منازل الشهداء وان مات علي فراشه./ امام مسلم .
چون كسي شهادت را با قلبي راستين از خداوند بخواهد آن حضرت (_جل وعلی ) او را به مقام شهيدان مي رساند اگر چه در بسترش بميرد .
پيامبر ( ص ) به باديه نشيني كه شهادت را از خداوند مي خواست فرمود : ان تصدق الله يصدقك/ اگر با خداوند راستين باشي خداوند تو را به آن مقام خواهد رساند . مسلم است كسي كه صادقانه و مخلصانه از خداوند بخواهد كه به فضايل نماز جماعت برسد . خداوند او را ياري خواهد نمود
2) طلب استعانت و ياري از خدا
در واقع طلب توفيق و استعانت از خدا يكي از مهم ترين عوامل آسان شدن هر كاري و به خصوص عبادات است كه متأسفانه اين موضوع كمتر مورد توجه قرار مي گيرد . حضرت ( ص ) به معاذ بن جبل فرمود يا معاذ و الله لأحبك : و الله اني لأحبك ، اوصيك یا معاذ لا تدعن فی دبر کل صلاة تقول : اللهم اعنی علی ذکرک و شکرک و حسن عبادتک / ابو داود . ای معاذ به خدا سوگند ، تو را دوست مي دارم ، قسم به خدا من تو را دوست مي دارم تو را به موردي توصيه مي كنم كه بعد از هر نمازي آنرا فرومگزار بگو : خدا يا مرا بر ذكر ، شكر و نيكو عبادت كردن حضرتت ، ياري ده .
3)تأمل و تفكر از فضايل نماز جماعت
هر اندازه انسان از فضایل نماز جماعت فكر كند بيشتر لذت آنرا مي چشد لذا خيلي ضروري است كه مسلمان بسيار از فضايل و ثمرات نماز جماعت ياد كند تا بيشتربه لذت آن دست يابد و بر آن جدي باشد .
4) تفكر از خطراتي كه ايمان انسان را تهديد مي كنند . همچون محروم شدن از حفظ و نگهداري خداوند ، تهدید به نفاق در صورت عدم توجه به جماعت بدون عذر . محروم شدن از ثمرات و فضايل نماز جماعت.
5) پرهيز از گناهان و توبه و بازگشت مداوم به سوي خدا ، چون گناه كردن و عدم بازگشت به خدا منجر به سنگدلي و حجاب بصيرت مي شود و در نتيجه شيطان بر قلب انسان مسلط مي گردد
6) پرهيز از فرورفتن در دنيا و لذات آن . همچون پرخوري ، اعم از خوراكها و نوشيدنيها
7) دوري از رفاقت اشرار ولا ابالان نسبت به جماعت و عبادات كه روح را خسته مي كنند
8) تربيت فرزندان و عادت دادن آنها بر عبادات و جماعت از كوچكي ،زيرا بيشتر افرادي كه نسبت به عبادات و نماز جماعت سهل انگارند كساني هستند كه تحت تربيت پدران و مادراني بوده اند كه خودشان نسبت به آن هيچ گونه احساس مسؤليتي نداشته اند . لذا بسيار ضروري است كه از كوچكي فرزندانمان را بر انجام عبادات و توجه به جماعت و جمعه و مسجد عادت دهيم تا مسجد نماز جمعه و جماعت نور چشمشان گردند
9)بهره گيري از اسباب مادي همچون به موقع خوابيدن به ويژه در تابستان – استفاده از وسايل بيدار كننده همچون ساعت زنگ دار- نخوابيدن هنگام نزديك شدن وقت نماز – توصيه به افراد خانواده جهت بيدار نمودنش به موقع نماز و ...
منابع و مراجع :
1)قرآن کریم
2)بخاری ومسلم
3)احیاء علوم الدین
4)العبادة فی الاسلام
5)خطبه های نماز جمعه
6)الریض الندیه فی الخطب المنبریة
7) اهمیت نماز جماعت
8) اخلاق الاسلامیة
9) عبادتهای اسلامی
10)اخلاق المسلم و علاقته بالخالق